صاحب خانه

یادداشت ها و دست نوشته های مهدی عابدی

صاحب خانه

یادداشت ها و دست نوشته های مهدی عابدی

صاحب خانه
طبقه بندی موضوعی
جمعه, ۱۰ تیر ۱۳۹۰، ۰۱:۳۹ ب.ظ

در دینداری خود شک کنید!!!



در دینداری خود شک کنید!!!


پیش نوشت: سلام. طرف مسئول بود که موقع سحر توی روستا یه توپ منفجر کنه تا مردم بیدار شند و سحری بخورند و روزه بگیرند. یه روز این کارو نکرد و همه مردم خوابشون برد و روزه ها پرید. اومدند یقه طرفو گرفتند و گفتند چرا توپ منفجر نکردی؟ گفت به هزار و یک دلیل. گفتند خوب دلیلات چیه؟ گفت: اولیش اینکه باروت نداشتم.دومیش اینکه... گفتند بسه دیگه نمیخاد بگی. همین یه دلیل کافیه... 
قصه ما هم همینه. به هزار و یک دلیل 22 روز نبودم. اولیش اینه که اینترنت نداشتم. دومیش ...


نوشت: در بین آدمهایی که دغدغه مند دینداری هستند منش های متفاوتی دیده می شود. بعضی هستند که به خود مطمئن هستند و به خود نمره بیست می دهند و همه چیز خوب و عالی است. به خود و دینداری خود شک ندارند. گروهی هم هستند که مدام خود را مورد عتاب و حساب قرار می دهند و از خود حساب می کشند و خود را می سنجند. برای تعیین عیار هر چیزی معیار هایی وجود دارد که میزان خلوص را با آن عیار ها می سنجند. برای تعیین عیار دینداری هم معیار های زیادی می توان تعریف کرد که به عنوان سنگ محک دینداری تعریف می شوند.  چند موردی که در ادامه می آید معیار هایی هستند که از نظر من جالب بود و قابل توجه. البته بزرگترین ضربه را انسان وقتی می خورد که فکر کند همه کارهایش درست است.


در دینداری خود شک کنید اگر....

۱.   از خداوند طلبکارید...

گروهی در زندگی خود دارای موقعیت ها و جایگاه های خوبی هستند. از زندگی خود راضی هستند. از همین گروه بعضی ها در همین حین خداوند را شکر می کنند و اینها را از طرف او می بینند و بعضی ها هم  انگار نه انگاره که خدایی هست. در مقابل گروهی از انسانها از جایگاه ها و موقعیت های خود در زندگی راضی نیستند و می نالند. از این گروه هم عده ای دست نیاز را به سمت خدا دراز می کنند و صبر پیشه می کنند و سعی می کنند به خدا اعتراض نکنند. ولی بعض دیگر از خداوند طلبکارند. به خدا اعتراض می کنند که چرا من چنین شدم چنین نشدم. چرا من اینجا هستم چرا آنجا نیستم. همه فلک و آسمان و زمین دست به دست هم داده اند تا من بدبخت شوم. اگر احیانا به طرز گروه آخر فکر می کنید و احساس طلبکارانه از خداوند دارید مقداری در دینداری خود شک کنید...

 

۲.   معیار دینداریتان عرف است نه شرع!

 اصول و روشهای دینداری که در شرع مقدس آمده با آن چه در عرف جا افتاده تفاوت هایی دارد. به طور خلاصه بخواهم بگویم این است که حرام و حلال هایی هست که در دین آمده ولی در عرف به عنوان حرام و حلال جا نیافتاده است. قبح و حسن آنها در عرف به اندازه شرع شکل نگرفته است.  در نتیجه دینداری بعضی به این صورت است که برای حرام و حلال های شکل گرفته در عرف احترام قائل هستند و برای آنهایی که نگاه مردم آن ها را محترم نمی شمارد پشیزی قائل نیستند. مثلا شراب خوردن حرامی است که در نگاه مقدس مذهبی ها خیلی قبیح است و دینداران از آن دوری می کنند ولی غیبت یا حسد حرامی است که خیلی از مقدس مذهبی ها ممکن است آن را بد نشمارند و بسیاری از مدعیان  دیندارای برای آن حد و حریمی قائل نباشند. اگر از آن هایی هستید که برای بعضی حرام و حلال هایی که در نگاه مردم جایگاهی ندارد احترام قائل نیستید در دینداری خود شک کنید...

 

 ۳.   در برابر گناه مقاوم نیستید

قرآن درباره نماز می فرماید که نماز انسان را از فحشا و منکر باز می دارد. یعنی نماز آن وقت نماز است که حالتی در شما ایجاد کند که در برابر فحشا و منکر مقاوم باشید. دینداری هم آن وقت دینداری است که حالتی در شما ایجاد کند که وقتی در برابر گناهی قرار گرفتید آن حس دینداری شما حالتی در شما ایجاد کند که در برابر گناه هر چقدر هم جادب باشد مقاوم باشید. گناه هم ان.اع و اقسام دارد که بعضی از اقسام آن گناه هایی هستند که برای انسان لذت بخش هستند و نفس انسان از آن لذت می برد. مثلا در مجلسی هستید و بساط خنده جور. شما هم جریانی را می دانید که اگر برای بقیه تعریف کنید مجلس از خنده منفجر می شود ولی غیبت است . اگر نتوانستید در برابر این گناه مقاومت کنید و آن را تعریف کردید  در دینداری خود شک کنید... 

 

 

بین نوشت: ۷ روزه جهادی هستم.  خدا توفیق داد. انشالا اولین فرصت ادامه پست را می نویسم. الان هم با هزار زحمت اینترنت گیر آورد که بگم هنوز زنده هستم! همه بچه های جهادی را دعا کنید!!!

 

 

 ۴.   هنگامی که کار خوب و درستی انجام می دهید از خودتان خوشتان می آید و خود را بهتر از دیگران می دانید

 بسیاری از اوقات می شود که ما کارهای خارق العاده ای انجام می دهیم. یا اینکه هنر و استعدادی داریم و می توانیم در بعضی جایگاه ها خوب ظاهر شویم. یا اینکه وضعیتی پیش می آید که ما می توانیم خودمان را خوب نشان دهیم. در همه این اوقات حسی در ما به وجود می آید که به نوعی به خود می بالیم و افتخار می کنیم. اگر در حالتی قرار گرفتید و کار خوب و درستی انجام دادی و بعد از آن از خودتان خوشتان آمد و "منم منم" کردید یا خودتان را بهتر از دیگران دیدید به دینداری خود شک کنید...

 

۵.   هنگامی که کار مفیدی در قبال دیگران انجام می دهید از آنها انتظار احترام و ستایش و تشکر دارید

باز هم ممکن است بعضی وقت ها در حق دیگران کار بزرگ و شایسته ای انجام دهید. البته رسم ادب است که از شما تقدیر و تشکر کنند. اما اگر قبل از اینکه از شما تشکر شود انتظار دارید که از شما تقدیر و تحمید و تشکر شود و اگر احیانا این کار انجام نشد ناراحت می شوید مقداری در دینداری خود شک کنید...

 

۶.   نامتان در جایی گم شود ناراحت می شوید

در بسیاری از کارها است که چندین نفر با کمک هم کاری را انجام می دهند. اگر بنا باشد نامی از عاملان این کار بزرگ در جایی برده شود باید از همه کسانی که در آن دخیلند نام برده شود. اگر احیانا در کاری جزء عاملان بودید و در جایی نام از آن ها بردند و نام شما از قلم افتاد و ناراحت شدید در دینداری خود شک کنید.. 

 

۷.   به ظاهر بیش از اهمیتی که دارد اهمیت می دهید

البته ظاهر انسان تا حدی نشان دهنده باطن نیز هست و ظاهر از باطن ریشه میگیرد ولی گاهی اوقات می شود که با دیدن ظاهر تا ۷ پشت باطن طرف مقابل را قضاوت می کنیم و حکم را هم صادر می کنیم. البته ظاهر یک فرد فقط به عنوان یک معیار در کنار دیگر معیارهاست نه چیز دیگر و باید آن را در کنار دیگر معیار ها سنجید. پس اگر با دیدن ظاهر یک فرد سریعا درباره آن شخص قضاوت می کنید در دینداری خود شک کنید...

 

۸.   با شنیدن عیب های خود جلوی آن گارد میگیرید

هیچ کس نیست که بدون عیب باشد. همه ما کم و بیش عیب هایی داریم که گاهی اوقات یه رفیق شفیق پیدا میشه و به ما عیبمون را هدیه می کنه. ما هم ممکنه خوشحال بشیم که عیبمون را بهمون گفتند و اون رو با جون و دل قبول کنیم ممکن هم هست برامون سخت و گران باشه. اگر از اونهایی هستید که وقتی یه نفر یه عیب از شما بهتون گفت براتون گرون بود و در ظاهر یا درون خود جلوی اون گارد گرفتید در دینداری خود شک کنید...

 

۹.   هنگامی که شرایط بر وفق مراد شما نیست از کوره به در میروید

ممکن است کسی بر خلاف نظر شما حرف بزند، ممکن است همه اون جوری که شما می خواهید نباشند، ممکن است شما در حالت نگرانی و اضطراب باشید و طرف مقابلتان در حالت خوشحالی و اعصاب شما را به هم بریزد، ممکن است حرفی بزنند که در آن شرایط نمی توانید آن را بپذیرید و...اگر در این شرایط از کوره به در رفتید و خشم بر شما غالب شد و رفتاری کردید که خارج از اراده شما بود در دینداری خود شک کنید...

 

۱۰.   برای گناهان کوچک اهمیتی قائل نیستید

گناهای بزرگ که همه ازشون دوری می کنند ولی بعضی از گناهان هستند که یا خیلی مخفی هستند و با چشم معمولی نمیشه اونها رو دید یا اینکه بین ما کم اهمیت جلوه داده شده اند. اگر طوری بودید که برای این جور گناهان اهمیتی قائل نبودید و گفتید اینها که طوری نیس در دینداری خود شک کنید...

 

۱۱.   هنگامی که درباره رفتار دیگران قضاوت می کنید خودتان را جای آنها نمی گذارید

همه ما ممکن است درباره نحوه رفتار و گفتار دیگران در جاهای مختلف قضاوت کنیم. بگوییم که این چرا اینطوری رفتار می کند یا چرا اونطوری رفتار نمی کند یا این کار را نباید انجام می داد و باید آن را انجام می داد. یا تحقیر و توبیخ که چرا اینطوری رفتار میکنی و چرا اینطوری فکر میکنی یا چرا اینطوری لباس می پوشی؟ همه اینها درست. ولی اگر بخواهیم راجع به دیگران منصفانه قضاوت کنیم و نتیجه بگیریم لازم است که خودمان را در شزایطی که طرف مقابل هست یا بوده و با آن زندگی کرده نیز توجهی داشته باشیم. خودمان را در آن شرایط تصور کنیم و ببینیم اگر واقعا خود ما در آن شرایط رشد می کردیم اینطوری حرف می زدیم یا نه؟ اینطوری با جرات و محکم حرف می زدیم یا نه؟؟ اگر از کسانی هستید که با دیدن ظاهر و سطح کار سریع قضاوت کردید و حاضر به تحلیل شرایط موجود و شرایط قبلی نشدید در دینداری خود شک کنید...

 

 ۱۲.   زیاد خوشحال می شوید یا زیاد ناراحت می شوید

صحنه زندگی همه ما میدان ظهور خوشی ها و ناخوشی هایی است که بعضا بسیار تلخ و یا بسیار شیرین و گوارا هستند. ممکن است به مال خوبی برسید، ازدواج موفقی داشته باشید، در تحصیل خود موفق باشید، فرصت های مناسب پیشرفت برایتان مهیا شود و در کل شرایط خوبی را در اطراف خود ببینید و یا بر عکس دچار خسارت و ضرر فراوان شوید،مصیبتی بر شما فرود آید (خدای نکرده)، در درس و تحصیل خود به زمین بخورید، همسر خوبی گیرتان نیاید و هزاران مورد دیگر. آدمهای مختلف در مقابله با این موقیت ها واکنش های مختلفی نشون میدهند. بعضی هستند در شرایط خوب زیاد خوشحال می شوند و دیگه نمیشه کنترلشون کرد و انگار همه مسائل حل شده اند از طرفی در موقعیت های بعد هم انگار آسمان بیاید زمین از غصه و غم دق می کنند و دیگه به هیچ چیز فکر نمی کنند. بعضی ها هم هستند در بهترین و عالی ترین شرایط خوشحال می شوند ولی نه در حدی که از خود بی خود شوند و همه چیز یادشون بره و یا اگر بلا و مصیبتی برایشون پیش بیاید ناراحت می شوند ولی آن سعه صدر و متانت خود را حفظ می کنند . اگر از اونهایی هستید که هنگام خوشی زیاد خوشحال می شوید و هنگام بلا زیاد ناراحت، در دینداری خود شک کنید...

 

۱۳.   در امور زندگیتان ذره ای به غیر از خداوند امید دارید

مسائل و مشکلات و گرفتاری های زیادی برای ما پیش می آید که همواره به دنبال پیدا کردن راه حلی برای آن هستیم. ممکن است به دوستان بگوییم یا از دیگران کمک بخواهیم و یا به هر اسباب دیگری که فکر میکنیم در حل شدن گرفتاری موثر است روی آوریم. اما در همه اینها و رجوع به اسباب ظاهری آنچه که تعیین کننده نتیجه است تکیه گاهی است که ما به آن تکیه می زنیم. جایی است که ما به آن امید داریم. گاهی ممکن است امیدمان به پول و سرمایه پدر باشد. گاهی ممکن است به معرفت و محبت رفقا باشد و یا گاهی ممکن است امیدمان به پارتی بازی اقوام و آشنایان باشد. در لحظات آخر که امید ها از همه جا قطع شد ممکن است امیدمان را به سمت خدا ببریم! اگر از اونهایی هستید که در جریان مشکلات و گرفتاری ها و اقدام برای رفع آنان ذره ای به غیر خداوند امید دارید در دینداری خود شک کنید! 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۰۴/۱۰
مهدی عابدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی