صاحب خانه

یادداشت ها و دست نوشته های مهدی عابدی

صاحب خانه

یادداشت ها و دست نوشته های مهدی عابدی

صاحب خانه
طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۰ ثبت شده است

پنجشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۰، ۰۱:۴۰ ب.ظ

بار گرانی بر زمین مانده است...!


به بهانه برگزاری دومین بزرگداشت شهدای

پایگاه بسیج شهید مصطفی خمینی(ره) درچه/ فانوس های شهر

بار گرانی بر زمین مانده است...!


سالهاست از جنگ می گذرد. سال هاست آن سال های به یاد ماندنی در یاد ها جای گرفته اند! سال هاست میدان جهاد اصغر تمام شده است. در روزگار امروز ما هم پندار انسانهای مختلف، چه جنگ رفته و چه جنگ نرفته، نسبت به آن روز ها متفاوت است!

گروهی معتقدند آن روز ها تمام شد و به موزه دفاع مقدس سپرده شد. آن روزگار چیز خاصی نبود که بخواهیم آن را به تمام تاریخ تعمیم دهیم. هر چه بود تمام شد! گاه گاهی که گذر مان خورد یادی از آنان می کنیم و تمام!

گروهی نه! روزگار دفاع مقدس روزگاری منحصر به فرد بود که باید همواره به یادش بود. همواره باید برایش یادمان گرفت و بزرگداشت برگزار کرد. به دیدار خانواده شهدا برویم .یادشان را زنده نگه داریم! شهدا به گردن ما حق دارند! همان طور که قرآن زینت منزل ماست و برای تبرک قرائت می کنیم شهدا هم زینت تاریخ ما هستند و برای ارادت یادشان می کنیم!

ولی جمعی هم معتقدند نه فقط اینکه دوران دفاع مقدس دورانی منحصر به فرد بود، نه تنها باید یاد شهدا را زنده نگه داشت، بلکه دورانی بود که در همه دوران ها کار گشاست! دوران دفاع مقدس یک الگو و نمود بود برای شناساندن راه و رسم خیلی چیز ها! اینکه به همه بفهماند همانطور که با دست خالی و بدون اسلحه و امکانات و خودرو، بدون پول و حمایت دیگران، روی پای خود ایستادیم و پیروز شدیم امروز ها هم خیلی کار ها را می شود انجام داد. دفاع مقدس و شهدای ما نشان دادند که چیزی فراتر از اسباب ظاهری و دنیایی بر عالم حکومت می کند. نشان دادند که همیشه راهی برای پیروزی هست. نشان دادند که چگونه می توان از هیچ همه چیز ساخت! شهدا فهمیدند که چگونه می توان یک شبه راه چند ساله را طی کرد. شهدا به راز و رمز و حقیقت زندگی دست یافتند! شهدا و این طرز فکر می شود قرآن خواندن و به آن عمل کردن!

منصفانه ترین راه این است که جهت گرامیداشت شهدا به معنای حقیقی کمی در سیره آنان سیر کنیم. سیر کنیم تا ببینیم منش شهدا و چیزی که باعث شد شهدای ما اینچنین دوست داشتنی شوند چه بود؟ شهدای ما چه اصلی را رعایت می کردند که در کار خود ماندگار شدند و گوی سعادت را ربودند؟ جدای از پوستر ها و بنر هایی که می زنیم و یادواره هایی که می گیریم که صد البته باید هر ساله بگیریم و این را وظیفه خود می دانیم، کمی در "سبک زندگی شهدا" تامل کنیم! چیزی که در دنیای امروزه سخت بدان محتاجیم و هر جایی به دنبال آن می دویم. سعی کنیم در کنار بزرگداشت هایمان "زندگی به سبک شهدا" را تمرین کنیم و ترویج دهیم! در اجتماع هزار و یک رنگ امروزه ما که هر کس از گوشه ای دردی دارد و از دردی می نالد، درد های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و علمی و ... و همه به دنبال مقصر هستیم اگر به دنبال ترویج فرهنگ فداکاری و ایثار و ترویج و تببین مولفه های اصیل جبهه باشیم  شاید مشکلات امروز ما در فردای جامعه کمتر رخ بنماید!

دومین بزرگداشت شهدای شهرمان را در حالی می گیریم که معتقدیم هنوز دینی بزرگ از شهدا بر گردن داریم. ما که خودمان مدعی "عاشقان شهادت" هستیم شاید فقط شهیدانمان را با اسم و عکس بشناسیم! چه برسد به سیره و منش. نسل های امروزی هم نشان داده اند در این هیاهوی سبک های مختلف زندگی ، اگر این فرهنگ و سیره به صورت ناب و بی آلودگی به دست آنان برسد و بر آنان عرضه شود از بهترین پذیرنگان آن هستند. از خداوند منان می طالبیم توفیق عطا کند تا بتوانیم در سایه چنین بزرگداشت هایی جرعه ای از سیره شهدا را دریافت کنیم و بتوانیم در همه ابعاد روزمرگی خود یک زندگی  زیبا به سبک شهدا داشته باشیم!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۰ ، ۱۳:۴۰
مهدی عابدی
سه شنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۰، ۰۱:۳۹ ب.ظ

با جرات بگویید نه!


با جرات بگویید نه!

 

به سختی «نه» می گویید؟ شما هم مانند بسیاری از مردم، همیشه می کوشید تا نسبت به دیگران و به هزینه ی خودتان خوب باشید؟

 

خیلی ها هستند زمانیکه درخواست کمکی از آنها می شود، می خواهند همراهی کنند حتی اگر کارهای مهمتری برای انجام دادن داشته باشند.

 

چرا «نه» گفتن برایمان سخت است؟

 

برای اینکه «نه» گفتن را بیاموزیم بایستی در ابتدا متوجه شویم که چه چیزی ما را در برابر آن مقاوم می کند. در زیر دلایل معمولی که باعث سخت شدن “نه” گفتن برای ما می شود را خواهید دید.

 

۱- می خواهید کمک کنید. شما یک جورهایی قلب مهربانی دارید. نمی خواهید که طرف را اصطلاحا «دک کنید» بلکه می خواهید تا آنجایی که امکان دارد کمک کنید حتی اگر آن کار باعث هدر رفتن وقت تان شود.

 

۲- از گستاخ شدن هراسانید. خیلی ها اینطور فکر می کنند که “نه” گفتن به نوعی گستاخی است. این نوع تفکر مخصوصا در فرهنگ آسیا مرسوم است، جایی که “حفظ منزلت و شان” اهمیت دارد.

 

۳- می خواهید که سازگار باشید. نمی خواهید که خودتان را از گروه بیگانه کنید بنابراین درخواست های دیگران را تایید می کنید.

 

۴- ترس از نزاع. شما احتمالا از این می ترسید که در صورت رد درخواست فردی، باعث عصبانی شدن وی شوید. این می تواند منتج به یک برخورد زشت شود. اگر هم چنین اتفاقی رخ ندهد امکان دارد که اختلاف عقیده ای رخ داده و در نتیجه در آینده باعث نتایج منفی شود.

 

۵- ترسِ از دست دادن موقعیت ها. شاید با گفتن “نه” مضطرب شوید چرا که باعث بسته شدن درها بر روی تان می شود.

 

۶- خراب نکردن پل ها. برخی از مردم “نه” گفتن را نوعی روگردانی می دانند. اینطور فکر می کنید که، “نه” گفتن می تواند باعث خراب شدن پل ها و قطع رابطه ها شود.

 

«نه» گفتن به معنای گستاخ شدن شما نیست؛ همانطوری که ناسازگاری شما را نخواهد رساند«نه» گفتن به معنای ایجاد نزاع نیست؛ همانطور که باعث از دست دادن موقعیت های تان در آینده نخواهد شد. و همچنین «نه» گفتن قطعا باعث خراب کردن پل ها نخواهد شد. این ها همه تفکرات اشتباهی هستند که در ذهن تان وجود دارند.

 

«نه» گفتن راجع به احترام به موقعیت ها، زمان و فرصت تان است«نه» گفتن حق مسلم شماست.

 

۷ راه ساده برای “نه” گفتن

 

اگر شما اطمینان ندارید که چگونه بایستی «نه» بگویید، در زیر ۷ راه ساده برای انجام آن وجود دارد. آنها را در موقعیت های خوب به کار ببندید.

 

۱- “الان خودم اولویت های دیگری دارم، نمی توانم این کار را انجام دهم.”

اگر سرتان خیلی شلوغ است که درگیر درخواست یا پیشنهاد او شوید، جمله ی بالا به کارتان می آید. این جمله به دیگران می فهماند که وقت شما هم اکنون پر است، بنابراین او بایستی دست نگه دارد. اگر که می خواهید کارتان آسان تر شود، می توانید به جمله تان این را هم اضافه کنید که بر روی چه چیزی مشغول به کار هستید تا او بهتر متوجه شود.

 

۲- “الان زمان خوبی نیست چرا که من در میان انجام کاری هستم. چطور است که ما در زمان X دوباره ارتباط برقرار کنیم.”

خیلی پیش می آید که شما در میان انجام کاری هستید که ناگهان درخواست کمکی از شما می شود. اول، به او این اجازه را بدهید که دریابد “الان زمان خوبی نیست” چرا که شما در حال انجام چیزی هستید. دوم، با پیشنهاد زمانی دیگر به او بفهمانید که شما مشتاق به کمک هستید. از این طریق، او احساس بدی نخواهد کرد.

 

۳- “مشتاق به انجام آن هستم، ولی…”

این جمله باعث دلگرمی می شود، چرا که به او این را می فهماند که شما ایده ی او را دوست دارید و هیچ چیز اشتباهی درباره ی آن وجود ندارد.

 

۴- “اجازه بده ابتدا درباره ی آن فکر کنم، بعدا به تو خبر خواهم داد.”

این جمله بیشتر شبیه “شاید” گفتن است تا گفتن یک “نه” صاف و پوست کنده. اگر علاقه مند هستید اما نمی خواهید همین الان “بله” را بگویید، از این جمله استفاده کنید.

 

۵- “این ملاقات آن چیزی نبود که من نیاز داشتم اما یقینا درخواست شما را در نظر خواهم داشت.”

اگر کسی در حال ایجاد یک معامله یا فرصتی است که از قضا آن چیزی نیست که شما به دنبال آن هستید، اجازه دهید که او بداند این ملاقات آن چیزی نبود که به آن نیاز داشتید. در غیر این صورت، مذاکره می تواند خیلی طولانی شود. از طرف دیگر، این جمله به طرف می فهماند که هیچ ایرادی درباره ی پیشنهادش وجود ندارد.

 

۶- “من بهترین فرد برای کمک در این مورد نیستم. چرا آقا/خانم X را از درخواستت مطلع نمی کنی؟

اگر از شما درخواست کمک در چیزی می شود که نمی توانید در آن شرکت کنید، به او این اجازه را بدهید که متوجه این موضوع شود که به دنبال فرد اشتباهی می گردد.

 

۷- “نه، نمی توانم.”

راحت ترین و ساده ترین راه برای “نه” گفتن استفاده از جمله ی بالا است.

 

ما موانع زیادی برای “نه” گفتن در ذهن مان ایجاد می کنیم. همانطور که در ابتدای این مطلب نیز دیدید، این موانع خود ساخته هستند و به هیچ وجه درست نیستند. خیلی درباره ی “نه” گفتن فکر نکنید و فقط آن را بی درنگ بگویید.

 

نه” گفتن به ملاقات هایی که نیاز ندارید را یاد بگیرید، و هنگامی که این کار را انجام دادید در واقع متوجه خواهید شد که این کار چقدر آسان است. در نتیجه، شما وقت بیشتری برای خودتان، کارتان و چیزهایی که بیشتر برایتان مهم هستند، خواهید یافت.

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۰ ، ۱۳:۳۹
مهدی عابدی
شنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۰، ۰۱:۳۹ ب.ظ

ماه زیبای خدا...


ماه زیبای خدا... 

**  ماه رمضان ماه فرصت ها!

اگر بخواهیم در یک جمله ماه رمضان را تعریف کنیم، باید عرض کنیم ماه فرصتها. فرصتهاى فراوانى در این ماه در برابر من و شماست. اگر از این فرصتها بتوانیم درست استفاده کنیم، یک ذخیره‌ى عظیم و بسیار ارزشمندى در اختیار ما خواهد بود. از قبل از شروع ماه مبارک، پیامبر معظم اسلام مردم را آماده میفرمود براى ورود در این عرصه‌ى خطیر و والا و پربرکت؛ «قد اقبل الیکم شهر اللَّه بالبرکة و الرّحمة». در خطبه‌ى روز جمعه‌ى آخر ماه شعبان، بنا به روایتى اینطور فرمود: خبر داد، توجه داد به مردم که ماه رمضان فرا رسید. در همین خطبه، رسول مکرم فرمودند که «شهر دعیتم فیه الى ضیافة اللَّه»؛ این یک ماهى است که شما در این ماه دعوت شده‌اید به میهمانى الهى. خود این جمله در خور تدبر و تأمل است؛ دعوت به میهمانى الهى. اجبار نکردند که همه‌ى افراد از این میهمانى استفاده کنند؛ نه، فریضه قرار داده‌اند؛ اما تحت اختیار خود ماست که از این میهمانى استفاده بکنیم یا نکنیم. بعضى هستند که در این میهمانى عظیم اصلاً فرصت این را پیدا نمیکنند که به این دعوتنامه توجه کنند. غفلت آنها، فرورفتگى آنها در کار مادیت و دنیاى مادى به قدرى است که آمدن و رفتن ماه رمضان را نمیفهمند. مثل همین که کسى را براى یک میهمانى بسیار با شکوه و پرخیر و برکتى دعوت کنند و او فرصت نکند؛ غفلت کند از اینکه کارت دعوت را حتّى نگاه کند. اینها که دستشان بکلى خالى میماند. بعضى میفهمند این میهمانى هست، اما به این میهمانى نمیروند. کسانى که خداى متعال به آنها لطف نکرده است و توفیق نداده که با اینکه عذرى ندارند، روزه را نمیگیرند یا از تلاوت قرآن یا از دعاهاى ماه رمضان محروم میمانند، آنها همین افراد هستند. کسانى هستند که وارد این میهمانى نمیشوند، نمى‌آیند به این میهمانى؛ حساب اینها روشن است. جمع کثیرى از مردم مسلمان - امثال ما - وارد این میهمانى میشویم، اما بهره‌ى ما از این میهمانى به یک اندازه نیست؛ بعضى‌ها بیشترین بهره را از این فرصت میبرند. 

 

**  بزرگترین دستاورد

ریاضتى که در میهمانى این ماه وجود دارد - که ریاضت روزه و گرسنگى کشیدن است - شاید بزرگترین دستاورد این ضیافت الهى است. برکاتى که روزه براى انسان دارد، به قدرى این برکات از لحاظ معنوى و ایجاد نورانیت در دل انسان زیاد است که شاید بشود گفت بزرگترین برکات این ماه همین روزه است. روزه را بعضى میگیرند؛ پس اینها وارد ضیافت شده‌اند و بهره‌ى از این ضیافت را هم گرفته‌اند. لیکن علاوه‌ى بر روزه گرفتن - که ریاضت معنوىِ این ماه مبارک است - اینها آموزش خود را هم از قرآن در حد اعلى‌ تأمین میکنند؛ تلاوت قرآن با تدبر. با حالت روزه‌دارى یا حالت نورانیتِ ناشى از روزه‌دارى، در شبها و نیمه شبها تلاوت قرآن، انس با قرآن، مخاطب خدا قرار گرفتن، لذت دیگرى و معناى دیگرى دارد. چیزى که انسان در چنین تلاوتى از قرآن فرا میگیرد، در حال متعارف و معمول نمیتواند به چنین تلاوتى دسترسى پیدا کند؛ آنها از این هم بهره میبرند. علاوه‌ى بر اینها، از مکالمه‌ى با خداى متعال و مخاطبه‌ى با خدا، راز و نیاز کردن، دل خود را و اسرار درون خود را براى خدا به زبان آوردن هم بهره‌بردارى میکنند؛ یعنى همین دعاها. این دعاى ابى‌حمزه‌ى ثمالى، این دعاهاى روزها، این دعاهاى شبها و سحرها، اینها حرف زدن با خداست، خواستن از خداست، نزدیک کردن دل به ساحت حریم عزت الهى است؛ از این هم بهره میبرند. بنابراین در این میهمانى، از همه‌ى دستاوردهاى آن بهره میبرند. 

 

**  بهترین عمل ترک گناه!

از اینها مقدم‌تر، شاید به جهتى بالاتر از اینها، ترک گناهان است؛ در این ماه گناه هم نمیکنند. در همان روایت خطبه‌ى پیامبر اعظم، امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلاةوالسّلام) سؤال میکند از پیغمبر که در این ماه کدام عمل بافضیلت‌تر است. در جواب میفرمایند: «الورع عن محارم اللَّه». اجتناب از گناهان و از محارم الهى، بر کارهاى اثباتى و ایجابى مقدم است؛ جلوگیرى از آلودگى و زنگار روح و دل است. این افراد از گناه هم اجتناب میکنند. پس هم روزه‌دارى است، هم تلاوت است، هم دعا و ذکر است، هم دورى از گناهان است. این مجموعه، انسان را از لحاظ اخلاق و رفتار هم به آن چیزى که مورد نظر اسلام است، نزدیک میکند. وقتى این مجموعه کار انجام گرفت، دل انسان از کینه‌ها خالى میشود؛ روح ایثار و فداکارى در انسان زنده میشود؛ کمک به محرومان و مستمندان براى انسان آسان میشود؛ گذشت به نفع دیگران و به زیان خود در امور مادى براى انسان روان میشود. لذا مى‌بینید در ماه رمضان جرم و جنایت کم میشود، کار خیر زیاد مى‌شود، محبت بین افراد جامعه بیش از اوقات دیگر میشود؛ که اینها به برکت همین ضیافت الهى است.

  

**  استغفار استغفار!

بعضى اینطور از ماه رمضان بهره‌ى کامل میبرند، بعضى هم نه؛ از یک چیزى بهره‌مند میشوند، از چیز دیگرى خود را محروم نگه میدارند. باید تلاش مسلمان در این ماه این باشد که حداکثر بهره را از این ضیافت الهى بگیرد و دست پیدا کند به رحمت و مغفرت الهى، که تاکید ویژه هست بر استغفار؛ استغفار از گناهان، استغفار از خطاها، استغفار از لغزشها؛ چه گناهان کوچک، چه گناهان بزرگ. این خیلى مهم است که در این ماه، ما خودمان را، دلمان را از زنگارها پاک کنیم؛ خودمان را از آلودگى‌ها مصفا کنیم، شستشو بدهیم؛ و این با استغفار امکان‌پذیر است. لذا در روایات متعددى دارد که بهترین دعاها یا در رأس دعاها، استغفار است؛ طلب مغفرت از پروردگار. براى همه هم استغفار هست. پیغمبر اکرم هم - آن انسان والا - استغفار میکرد. حالا استغفار امثال ما از نوعى از گناهان است؛ این گناهان متعارف و معمولى و گرایشهاى حیوانى در وجود ما و همین گناهانِ به تعبیرى میگوئیم گناهان چاروادارى؛ گناه‌هاى آشکار و واضح. بعضى‌ها استغفارشان از چنین گناهانى نیست؛ از ترک اولى‌ است. بعضى ترک اولى‌ هم نمیکنند؛ اما استغفار میکنند، که این استغفار از قصور ذاتى و طبیعى انسانِ ممکن در قبال عظمت ذات مقدس پروردگار است؛ استغفار از عدم معرفت کامل، که این مال اولیاء و مال بزرگان است. 

 

**  بزرگترین فایده استغفار!

ما باید از گناهانمان استغفار کنیم. فایده‌ى بزرگ استغفار این است که ما را از غفلت نسبت به خود خارج میکند. ما گاهى در مورد خودمان دچار اشتباه میشویم. وقتى به فکر استغفار مى‌افتیم، گناهان، خطاها، خیره‌سرى‌ها، پیروى از هواى نفس که کردیم، تجاوز از حدود که انجام دادیم، ظلمى که به نفس خودمان کردیم، ظلمى که به دیگران کردیم، جلوى چشم ما زنده میشود و به یادمان مى‌آید که چه کرده‌ایم؛ آن وقت دچار غرور، دچار نخوت، دچار غفلت نسبت به خود نمیشویم. اولین فایده‌ى استغفار این است. بعد هم خداى متعال وعده فرموده است که آن کسى که استغفار کند، یعنى به عنوان یک دعاى حقیقى از خداى متعال حقیقتاً آمرزش بطلبد و از گناه پشیمان باشد، «لوجد اللَّه توّاباً رحیما»؛ خداى متعال توبه‌پذیر است. این استغفار، بازگشت به سوى پروردگار است؛ پشت کردن به خطاها و گناهان است و خداوند میپذیرد؛ اگر استغفار، استغفار حقیقى باشد. 

 

**  استغفار حقیقی

توجه کنید که همین‌طور آدم به زبان بگوید: استغفراللَّه، استغفراللَّه، استغفراللَّه، اما حواسش این طرف و آن طرف باشد، این فایده‌اى ندارد؛ این استغفار نیست. استغفار یک دعاست، یک خواستن است؛ باید انسان حقیقتاً از خدا بخواهد و مغفرت الهى و گذشت پروردگار را بطلبد: من این گناه را کرده‌ام؛ پروردگارا! به من رحم کن، از این گناه من بگذر. اینطور استغفار کردنى نسبت به هر یک از گناهان، مسلماً غفران الهى را پشت سر خواهد داشت؛ خداى متعال این باب را باز فرموده است.

 منبع: سخنان امام خامنه ای


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۰ ، ۱۳:۳۹
مهدی عابدی