صاحب خانه

یادداشت ها و دست نوشته های مهدی عابدی

صاحب خانه

یادداشت ها و دست نوشته های مهدی عابدی

صاحب خانه
طبقه بندی موضوعی

۱۰ مطلب با موضوع «سیاسی» ثبت شده است

يكشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۶، ۰۳:۵۸ ب.ظ

با این "روحانی" دردی از مردم دوا نمی شود


با این "روحانی" دردی از مردم دوا نمی شود


🔴 حسن روحانی دوست دارد همیشه قهرمان داستان باشد؛ در حقیقت دوست دارد توپ همیشه در زمین دیگران باشد و او  روایتگر! 

🔺 روز اعتراضات می گوید مردم حق دارند اعتراض کنند چرا که هنوز مشکل اشتغال حل نشده و باید تلاش کنیم مشکل اشتغال حل شود! اما نمی گوید 5 سال است که دارد وعده می دهد مشکل اشتغال را حل میکنیم! می گوید اگر در موسسسات مالی مشکل داریم باید قبل از هر کسی، رییس بانک مرکزی به مردم پاسخگو باشد اما نمی گوید رییس بانک مرکزی که جزء هیئت دولت اوست ماه ها در قبال مطالبه و اعتراض مردم برای آن ها کاری نکرده است! می گوید اگر کالایی در بازار کم است باید مسئول مربوطه زودتر از هر کس اقدام کند اما نمی گوید وزارت صنعت و تجارتِ او که مسئول مستقیم این موضوع است اجازه داد قیمت تخم مرغ سر به فلک بکشد و باعث ایجاد زمینه اعتراض و ناآرامی شود!!  امروز هم می گوید باید به مردم احترام گذاشت، به آن ها توهین نکنیم  و  #آشغال خطابشان نکنیم اما نمی گوید خود او بود که برای اولین بار #تخم_لق توهین به منتقدان را بنا گذاشت و به منتقدانش گفت #بروید_به_جهنم!

🔺 مشکل #روحانی آشغال خطاب شدن برخی آشوبگران نیست؛ خود او بهتر از هر کسی می داند منظور گوینده، مردمِ معترضِ عادی و افرادی که واقعا برای مطالبه حقشان و اعتراض به وضعیت اقتصادی از جایشان بلند شده بودند، نبوده است، روحانی بهتر از همه می داند منظور گوینده افرادی بوده اند که با نیت آشوب، بر هم زدن امنیت، ضربه به اموال و آسایش عمومی و سرنگونی اسلام و نظام به خیابان آمده بودند و حقیقتا واژه #آشغال هم در شان آن ها نیست! ارزش این واژه بیشتر از ارزش اینگونه افراد است؛ خود روحانی هم گفته بود دولتش آن ها را تحمل نخواهد کرد؛  مشکل آن جاست که روحانی دوست دارد همیشه #قهرمان_داستان باشد و دیگران را متهم کند و خودش وسط معرکه نباشد. تا روحانی اینگونه روحانی باشد دردی از مردم دوا نخواهد شد!


Image result for ‫روحانی‬‎


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۶ ، ۱۵:۵۸
مهدی عابدی
چهارشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۶، ۰۹:۴۳ ب.ظ

چند نکته درباره آشوب های دی ماه 96


چند نکته درباره آشوب های دی ماه 96/ مطالبات مردمی فراموش نشود


🔴 دو سال زودتر از انتظار آمد؛ همه 98 منتظرش بودند. قانون نانوشته ای می گفت انقلاب اسلامی هر 10 سال باید فتنه ای را تجربه کند؛ اولین فتنه بعد از دفاع مقدس 78 رخ داد؛ دومینش در 88 و علی القاعده باید در 98 هم فتنه ای دیگر رخ می داد. اما این مولود نامبارک 2 سال زودتر متولد شد و زمستان امسال شیرینی حماسه 9 دی را به تلخی فتنه 96 ممزوج کرد.

🔺 سخن درباره این فتنه و اتفاقاتی که این چند روز در سرتاسر ایران رخ داد زیاد است؛ از ریشه یابی جرقه های اول تظاهرات خیابانی، از نارضایتی مردمی از مشکلات موسسات مالی، از فاصله طبقاتی موجود بین قشر های مختلف مردم و از نابسامانی وضعیت اقتصادی و مشکل گرانی و بیکاری تا تلاش همه جانبه استکبار جهانی، سلطنت طلبان، منافقین، اپوزیسیون خارج نشین، موساد و سیا برای دامن زدن به آشوب، اغتشاش، نا امنی و تحریک مردم به حضور در خیابان ها و پیوستن به جمع آشوب گران و در نهایت هم بهره برداری هر چه بیشتر از این نارضایتی ها و به قول خودشان سرنگون کردن نظام جمهوری اسلامی!

🔺 مطالبه گری و اعتراض به وضعیت نامناسب موجود حق مردم است و این نشانه ای از پویا و زنده بودن جامعه است؛ اما اعتراض و مطالبه گری هم مانند هر عمل دیگری آداب و اسلوب دارد و چنان چه با قاعده انجام نشود از مسیر مطالبه گری خارج می شود و احتمالا عناوین دیگر نظیر «اغتشاش» و «آشوب» به آن اطلاق می شود. نکته ای که ابتدای فتنه 96 (هفته قبل) عده ای به اشتباه به آن اشاره کردند این بود که تظاهرات و خیزش مردمی در هفته جاری مطالبه گری اقتصادی است و مردم برای گرانی و بیکاری به خیابان ها ریخته اند؛ اما اشتباه بودن این موضوع آن موقع محرز شد که مشاهده شد شعار های معترضین هیچ کدام رنگ و بوی اقتصادی و معیشتی نداشت و بیشتر شعار ها متوجه ساختار و محتوای حکومت و احیانا سیاست خارجه جمهور اسلامی است می شد؛ ظاهر و وجنات اکثر معترضین هم نشان می داد جزء قشر مستضعف و آسیب دیده مردم نیستند!

🔺 شاید مردم احساس کرده باشند مطالبه گری مسالمت آمیز و در قالب راهپیمایی های آرام تاثیر چندانی در تغییر وضعیت اقتصادی و تامین خواسته های مردم ندارد و تا هنگامی که دولت احساس خطر جدی نکند دست به تغییر و اصلاح نمی زند؛ درست مثل ارباب رجوعی که برای رفع مشکل خود به اداره ای مراجعه می کند و مثل یک شهروند عادی پیگیر کار خود است ولی کسی به او توجهی نمی کند و مسئول مربوطه کارش را راه نمی اندازد و هر چقدر به صورت مسالمت آمیز پیگیری می کند کسی توجهی ندارد، ولی به محض اینکه جیغ و داد کشید و سر و صدا راه انداخت و احیانا چند شیشه شکست و چند نفر دیگر در اداره مذکور که به دردی شبیه او گرفتار بودند از او حمایت کردند و یکصدا شدند مشکل حل می شود و کار او در اداره مذکور راه می افتد و همه به مطالبات او توجه می کنند. نباید اجازه داد وضعیت تصمیم گیری و توجه به مطالبات به حق مردم در نظام اداری ایران چنین وضعیتی پیدا کند. در بندهای بعد اشاره خواهم کرد متولیان اصلی این امر که ایران به چنین وضعیتی مبتلا نشوند چه کسانی هستند!


🔺 اگر قصد مردم واقعا مطالبه گری و اعتراض به وضعیت نابسامان اقتصادی و معیشتی باشد راه های متعددی وجود دارد که هم در چارچوب قانون باشد، هم منجر به آشوب و تخریب اموال عمومی نشود و هم به نتیجه برسد و باعث بهبود شرایط شود؛ یکی از ساده ترین راه ها حضور در راهپیمایی و تجمع اعتراضی مسالمت آمیز است؛ مردم معترض از مراجع ذیصلاح مجوز بگیرند، در نقطه ای جمع شوند، با شعار ها و بیانیه خود مراتب اعتراض خود را اعلام کنند. اما معمولا این روش مطالبه گری به نتیجه عملیاتی نمی رسد و به وعده وعید های مسئولان و «وعده های سر خرمن» ختم می شود. 

🔺 روش دیگر بیان مطالبات و خواسته هاب مردمی بازتاب آن ها در رسانه های مختلف است؛ به بیان دیگر رسانه ها تمام قوا به میدان بیایند و زبان مردم شوند و فارغ از منافع شخصی، حزبی و گروهی مطالبات به حق مردم را از مسئولان با زبان رسا، گویا، صریح و البته مودبانه مطالبه کنند و تا رسیدن به نتیجه مطلوب دست از تلاش نکشند. موارد متعدد بوده که حضور رسانه ها (به خصوص رسانه ملی) در یک موضوع که به ضرر مردم بوده منجر به ایجاد موج مطالبه گری شده و در نهایت تصمیم گرفته شده به نفع مردم تغییر کرده است.

🔺 روش دیگر مطالبه که بیش از دو روش قبلی کارآمد است، مطالبه گری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا همان وکلای ملت است. وکلای ملت در مجلس شورای اسلامی وکیل مردم شده اند تا با توجه به مصالح و مشکلات مردم در مجلس قانونگذاری کنند و با ابزارهای نظارتی که در دست دارند بر حسن اجرای قوانین، اجرای عدالت، عدم تضییع حق قشر آسییب پذیر و مستضعف و جلوگیری از رانت و اختلاس نظارت کنند. نمایندگان مجلس افرادی هستند که با رای مردم و به نمایندگی از مردم وارد مجلس قانونگذاری می شوند و در جایگاهی هستند که می توانند هر گونه مطالبه ای از مردم را به گوش مسئولین مرتبط برسانند و آن را پیگری کنند. نمایندگان هر گونه ابزار قانونی برای این کار را هم دارند؛ هم حق نظارت بر وزرا دارند، هم حق استیضاح آنان، هم حق سوال از رئیس جمهور و هم حق تحقیق و تفحص از سازمان ها و وزارت خانه ها. همه قوانین جاری کشور هم باید از زیر دست نمایندگان رد شود. اگر وکلای مردم در مجلس واقعا وکیل مردم باشند و خواسته ها و مشکلات مردم را در مجلس پیگیری کنند و به فکر افزایش حقوق سالیانه خود، سفر خارجی، سلفی گرفتن با فلان سفیر و ریس جمهور خارجی و عضویت خود و خانواده شان در هیئت مدیره فلان شرکت نباشند اجازه نخواهند داد مردمی که به آن ها رای داده اند (و رای نداده اند) در آتش مشکلات معیشتی بسوزند، از زمزمه های گرانی دچار التهاب شوند، شکاف طبقاتی هر روز بیشتر شود و در نهایت به زبان اعتراض به خیابان ها بریزند. نمایندگان مجلس باید غیر از سیاسی کاری، لابی گری و هر چیزی دیگری که در راستای منافع مردمی نیست به حل مشکلات اقتصادی، بیکاری و معیشتی بپردازند. اگر تمام هم و غم نمایندگان رفع مشکلات اقتصادی مردم (به صورت ریشه ای و نه موردی) باشد یقینا وضعیت بهبود پیدا می کند. اگر مقصر اصلی نارضایتی های مردمی از وضعیت اقتصادی نمایندگان مجلس نباشند، به حتم و یقین یکی از مقصران اصلی این وضعیت آنان هستند. 



🔺 کلام آخر آنکه: صف معترضان به وضعیت نابسامان اقتصادی و بیکاری از صف آشوبگران، اغتشاشگران، کسانی که بانک و مسجد و هیئت آتش می زنند، کسانی که شعار ساختار شکنانه و ضد اسلام سر می دهند و افرادی که پرچم مقدس ایران را پایین می کشند و می سوزانند جداست؛ هیچ فردی در هیچ حالتی مجاز نیست این اقدامات متوحشانه و ساختار شکنانه و ضد امنیت عمومی را انجام دهد. امنیت عمومی مهمترین نعمتی است که مردم در سایه آن احساس آرامش می کنند و بقیه مسائل نظیر اشتغال و معیشت ذیل امنیت است که ارزش پیدا می کنند. مخلان امنیت عمومی خیر خواه مردم نیستند و به قطع و یقین به دنبال رفع مشکلات مردم نیستند. آن دسته از مردمی هم که معترض به وضعیت اقتصادی هستند لازم است ابتدا صف خود را از آشوبگران و هتاکان جدا کنند و در قدم بعد مطالبات به حق خود را از مبادی قاونوی با قاطعیت پیگیری کنند تا به نتیجه برسند. در این صورت است که جامعه ای آباد، امن و پویا خواهیم داشت.


پایان/.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۶ ، ۲۱:۴۳
مهدی عابدی
چهارشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۶، ۰۳:۱۷ ب.ظ

مسکن مهر مزخرفی بیش نیست!


مسکن مهر مزخرفی بیش نیست!


🔺سخنان حسن روحانی در بین مردم مصیبت دیده سر پل ذهاب و نقد عامیانه و غیر کارشناسی #مسکن_مهر و اشاره به  تخریب تعدادی از این واحد ها، بیش از آن که مرهمی بر دل مردم مصیبت دیده و تلاشی برای رفع مشکلات آن ها باشد یک تسویه حساب کینه توزانه و استفاده سوء از فرصت ایجاد شده برای انحراف افکار عمومی از مسائل اصلی که به دولت مربوط می شود بود؛ گو اینکه حسن روحانی از ابتدای دولت دوازدهم که دیگر "دولت قبل"ی در کار نبود تا همه تقصیر ها را گردنش بیندازد فرصتی طلایی پیدا کرد تا مجدد کمبود ها را گردن آن "دولت قبل" بیندازد و از این فرصت هم انصافا استفاده مطلوبی کرد!


🔺اگر واقعا در ساخت #مسکن_مهر تقلبی صورت گرفته و این ساختمان ها از کیفیت لازم برخوردار نیستند و استاندار های کافی را ندارند، با توجه به اینکه چند سالی از ساخت آن ها نمی گذرد و کلیه عوامل ساخت این مجموعه ها (مهندس ناظر، پیمانکار و ...) مشخص هستند، لازم است پیگیری قضایی صورت گرفته و مقصرین معرفی و مجازات شوند


🔺اما! حسن روحانی هم باید پس از این سیاسی کاری ها به افکار عمومی پاسخ دهد که برای تامین مسکن مردم چه کرده است؟ مسکن اجتماعی که قولش را دادند چه شد؟ مگر از این دم نمی زند که اگر مردم خودشان خانه بسازند بهتر است، توضیح دهد برای تسهیل این کار و تشویق مردم به خانه سازی چه کرده است؟ آیا روحانی و وزرای ویلا نشینش تاکنون سری به شهرداری ها زده اند و می دانند معطلی و هزینه گرفتن یک مجوز ساخت ساده برای یک خانه عادی چقدر است؟ آیا از هزینه های انشعابات و مصالح ساخمانی خبری دارد؟


🔺اصلا حرف شما قبول! مسکن مهر چیز مزخرفی است! ولی شما بعد از 5 سال چه کرده اید؟؟




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۶ ، ۱۵:۱۷
مهدی عابدی
سه شنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۲۲ ق.ظ

اتحاد در مسیر هدف مشترک «نه به روحانی»

روی خط انتخابات

اتحاد در مسیرِ هدفِ مشترکِ «نه به روحانی»


صاحب خانه/ 1. انتخاب راهبرد حرکتی در هر صحنه ای با توجه به هدف اصلی، اهداف فرعیِ در طول هدف اصلی و شرایط موجود انجام می شود؛ تعمیم تاکتیک های به کار گرفته شده در موقعیت های قبلی مشابه با موقعیت موجود بدون در نظر گرفتن تفاوت ها و شرایط خاص امری غیر عقلانی و ابتر است. در فضای انتخابات ریاست جمهوری 96 نیز به عنوان یک صحنه مهم و حساس لازم است انتخاب تاکتیک ها با توجه به همه شرایط واقعی، استفاده تطبیقی از نتایج دوره های قبلی انتخابات ریاست جمهوری و در نظر گرفتن هدف اصلی انجام شود.

2. تا اینجا، انصراف اسحاق جهانگیری به نفع حسن روحانی امری محرز است و جهانگیری بنا به ماموریتی که به او داده شده بود وظیفه داشته تا روز های پایانی از عملکرد دولت و مواضع اصلاح طلبان دفاع کند و در نهایت کنار بکشد.

حضور هاشمی طبا و میر سلیم در رقابت نهایی هم تاثیر چندان قابل توجهی بر انتخابان ندارد؛ اگر چه مواضع انقلابی و انتقادی میر سلیم در مناظره دوم و اظهارات جدید هاشمی طبا، در روز های گذشته توجه های بیشتری را به خود جلب کرده است.

3. آن چه می ماند سه گانه روحانی-رئیسی-قالیباف است و به نظر می رسد اتاق تصمیم گیری جبهه انقلاب باید با رصد دقیق شرایط و ترسیم هدف اصلی و طرح ریزی گام های اجرایی برای رسیدن به این هدف، فضای در پیش رو در 10 روز آینده را مدیریت کند.

طبق نتایج منتشر شده از نظر سنجی ها، حسن روحانی همچنان در صدر است و سبد او سهم بیشتری از آرای مردم دارد. این که چرا با وجود مشکلات فراوان اقتصادی، اجتماعی، رکود و بیکاری، پاسخگو نبودن دولت در قبال عملکرد خویش، فرافکنی های روحانی در قبال سوالات مطرح شده و ده ها مسئله دیگر حسن روحانی همچنان در صدر نظر سنجی ها قرار دارد در جای خود قابل بررسی است اما نکته قابل توجه آن است که طبق نظر سنجی های انجام شده جمع آرای نامزدهای جبهه مردمی انقلاب (رئیسی-قالیباف-میرسلیم) از جمع آرای نامزدهای جریان اصلاح طلبی (روحانی-جهانگیری-هاشمی طبا) بیشتر است.

4. با توجه به اینکه جمع آرای نامزدهای جمنا از اصلاح طلبان بیشتر است به نظر می رسد در صورتی که در هفته آینده اتفاق خاصی رخ ندهد و ترکیب نامزدها به هم نخورد در بدترین حالت انتخابات دو مرحله ای خواهد شد؛  انصراف جهانگیری نتیحه را تغییری نمی دهد چرا که در صورت انصراف جهانگیری از سبد رای ناچیز او چیزی به سمت نامزدهای جمنا نخواهد آمد.

5. از آن جا که در صورت انصراف قالیباف، سهم قابل توجهی از آرای او به سمت سبد رای روحانی می رود و همه آرای او در سبد رئیسی ریخته نخواهد شد (همه رای دهندگان به قالیباف گفتمان محور نیستند و بسیاری از افراد بر اساس عملکرد و خدمات قالیباف به او رای می دهند)ممکن است این موضوع (انصراف قالیباف) منتج به این شود که آرای روحانی از 50 درصد فراتر رود و روحانی پیروزی مرحله اول انتخابات شود.

6. انصراف رئیسی به نفع قالیباف هم غیر ممکن است؛ چرا که رئیسی دارای مقبولیت بیشتری در بین بدنه گفتمانی، تشکل های سیاسی اصولگرا و علماء است و در صورت انصراف رئیسی همه حامیان او زیر چتر قالباف نمی روند و این موضوع احتمال پیروز شدن قالیباف در مرحله نخست بر روحانی را ضعیف میکند.

7. با توجه به بند 5 و 6 انصراف هر یک از آقایان رئیسی و قالیباف منتج به پیروز شدن یکی از این دو نفر در مرحله اول بر روحانی نمی شوند و نتیجه آن پیروزی روحانی در مرحله اول خواهد بود.

8. سوالی که مطرح می شود این است که چنانچه روحانی با یکی از آقایان قالیباف یا رئیسی به مرحله دوم بروند احتمال پیروزی روحانی بیشتر است؛ چرا که طبق مباحث گفته شده، در مرحله دوم همه آرای قالیباف در سبد رئیسی نمی رود یا ممکن است همه آرای رئیسی در سبد قالیباف نرود و تبدیل به آرای سفید یا باطله شوند. در پاسخ می توان گفت فضای انتخابات در مرحله دوم به دلیل شکل گیری یک فضای دو قطبی شدید بسیار از متفاوت تر از انتخابات مرحله اول است. نمونه بارز آن انتخابات سال 84 است که بر خلاف آن که جمع آرای نامزدهای اصلاح طلب (هاشمی رفسنجانی، کروبی، معین، مهر علیزاده با حدود 16.5 میلیون رای) به مراتب از نامزدهای اصولگرا (احمدی نژآد، لاریجانی و قالیباف با حدود 11.5 میلیون رای) بیشتر بود اما در دور دوم انتخابات که رقابت بین هاشمی رفسنجانی به عنوان نماینده اصلاح طلبان و محمود احمدی نژاد به عنوان نماینده اصولگرایان بود رفسنجای فقط 10 میلیون رای و احمدی نژآد بیش از 17 ملیون رای کسب کرد. این آمار نشان می دهد حدود 7 میلیون رای از آرای مردم آرای سرگردان هستند که ممکن است به هر طرفی بروند و این به فضای ایجاد شده در روزهای بین انتخابات مرحله اول و دوم دارد؛ محمود احمدی نژاد در سال 84 با کمک بدنه حزب اللهی و ارزشی توانست از این زمان به بهترین نحو استفاده کند و چنان موجیایجاد مند که 7 میلیون رای از سبد اصلاح طلبان را به سمت خود جذب کند. نکته دیگر آن است که معمولا در مرحله دوم انتخابات با ریزش 3 تا 4 میلیونی رای دهندگان مواجه می شویم چرا که بسیاری از رای دهندگان در دور اول، فقط به واسطه گرایش های قومی و طایفه ای حاکم بر انتخابات شورای شهر و روستا در انتخابات شرکت می کنند.

9. به نظر می رسد در شرایط کنونی بهترین راهبرد این باشد که اولا؛ هم آقای قالیباف و هم آقای رئیسی در صحنه بمانند و تلاش کنند به هر نحو ممکن (البته قانونی و شرعی) تعداد بیشتری از آرای سرگردان را وارد سبد خود کنند تا به این واسطه روحانی هر چه بیشتر و بیشتر به خط قرمز اکثریت مطلق نزدیک شود و انتخابات به مرحله دوم بکشد. دوما؛ از فرصت مناظره سوم به بهترین نحو استفاده کنند و با دست پر و مستند وارد مناظره شوند و اجازه ندهند رقیب با بیان مطالب فرافکنانه و غیر واقعی فضا را به نفع خود رقم بزند. سوما؛ از زمان یک هفته ای باقیمانده جهت ایجاد موج تبلیغاتی و سوار شدن بر افکار عمومی و شناسایی نقاط خطر و عملیات روانی جبهه رقیب به هر نحو ممکن و دفع آن ها تلاش مضاعف کنند.




.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۲۲
مهدی عابدی
جمعه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۳۶ ق.ظ

انتخابات 96/گام آخر تا 29 اسفند

روی خط انتخابات

قالیباف و رییسی با آبروی جبهه انقلاب بازی نکنند


صاحب خانه/ اعلام اسامی نامزدهای احراز صلاحیت شده فضای انتخابات 96 را وارد مرحله جدیدی کرده است. با مشخص شدن افراد حاضر در کارزار انتخابات، جناح بندی گروه های سیاسی حاضر نیز تا حد زیادی روشن می شود. چنانچه نتیجه تایید صلاحیت ها همین باشد و تغییری در آن رخ ندهد مهمترین افراد حاضر در میدان رقابت اقایان رییسی، روحانی و قالیباف هستند؛ اسحاق جهانگیری به عنوان کاندیدای پوششی و در حمایت از روحانی وارد عرصه شده و قبل از روز انتخابات کنار خواهد کشید و آقایان میرسلیم و هاشمی طبا هم به دلیل جایگاه ضعیف اجتماعی، ناشناخته بودن در میان عامه مردم و ورود غیر جدی و بدون برنامه مدون، یا تا قبل از 29 اردیبهشت به نفع سایرین انصراف خود را اعلام می کنند و در صورت باقی ماندن در عرصه رقابت، در حالت خوشبینانه نهایتا روی همدیگر بیش از دو میلیون رای نخواهند داشت.

 عدم احراز صلاحیت احمدی نژاد هم باعث شد فضای انتخابات به سمت دوقطبی روحانی-رییسی یا روحانی-قالیباف پیش برود؛ البته این در حالتی رخ می دهد که رییسی و قالیباف طبق قرار مدار های انجام شده به عهد و پیمان خود پایبند باشند و از این دو نفر فقط یک نفر در عرصه بماند که اگر غیر از این شد و هر دو نفر در عرصه ماندند خاطره تلخ ائتلاف قالیباف-ولایتی-حداد در انتخابات 92 در ذهن ها زنده می شود و هزینه گزاف دیگری بر اعتبار نیروهای جبهه انقلاب تحمیل خواهد کرد. پایبند نبودن قالیباف و رییسی به اساس و اصولی که ماه هاست اعتبار و آبروی افرادی زیادی پای آن خرج شده و شخصیت های گوناگونی برای شکل گیری آن از خود گذشتگی کردند و از طرفی چشم و چراغ امید نیروهای مردمی جبهه انقلاب در سرتاسر کشور به این اساس و مجموعه است معنایی جز بازی کردن با آبرو و اعتبار جبهه انقلابی نخواهد داشت. اگر چه از پنج نفری که جمنا در آخرین نشست خود به عنوان نامزدهای منتخب معرفی کرد فقط دو نفر به خط پایان رقابت رسیدند اما مهمترین و حساس ترین وظیفه جمنا در روز های آینده این است که زمینه ایجاد وحدت نهایی بین قالیباف و رییسی را فراهم کند؛ چرا که در صورتی که رقابت نهایی بین روحانی و رییسی یا روحانی و قالیباف شکل گیرد در حالت بد، احتمال دو دوره ای شدن انتخابات و پیروزی رقیب روحانی بیشتر است و در غیر این صورت و شکل گیری رقابت بین روحانی، رییسی و قالیباف، احتمال پیروزی روحانی در دور اول به مراتب بیشتر خواهد بود. 

نکته دیگر عدم احراز صلاحیت احمدی نژاد است که فارغ از درست یا نادرست بودن این موضوع، به نظر می رسد این رد صلاحیت کمترین تنبیهی بود که برای دهن کجی صریحش به توصیه حضرت اقا نصیبش شد.

 نکته اخر لزوم ورود جدی تر حجت السلام رییسی به عرصه تبلیغاتی و ارائه برنامه های کاربردی در حوزه های مختلف است. شخصیت ابراهیم رییسی برای اکثر مردم ناشناخته است و با توجه به هجمه سازمان یافته جبهه معاند داخلی و خارجی به رییسی، می طلبد حضور ایشان در بین آحاد مردم و ارائه برنامه برای حل مشکلات کشور با جدیت دنبال شود تا بدنه اجتماعی مردم با ایشان ببشتر آشنا شوند. به نظر می رسد لازم است موجی تبلیغاتی از جنس موجی که سال 84 توسط بدنه مردمی برای شناساندن احمدی نژاد 84 به افکار عمومی ایجاد شد شکل بگیرد و تلاش شود شخصیت، سوابق و برنامه های حجت السلام رییسی برای مردم تبیین شود. توقف در گفتمان، مبانی و آرمان های انقلاب اسلامی و ورود نکردن به مشکلات رایج در جامعه و عدم ارائه راهکار برای آن ها نقصی بود که سعید جلیلی در سال 92 دچار آن شد و چهار میلیون رای کسب شده هم آرای قشر گفتمان محور و ارزش مدار بودند و جلیلی موفقیت چندانی در کسب آرای خاکستری نداشت؛  حجت السلام رییسی هم باید علاوه بر تاکید بر گفتمان و آرمان های انقلاب اسلامی به ارائه برنامه خود برای حل مشکلات موجود که عامه مردم درگیر آن هستند بپردازد و تمام توان خود را برای ارتباط با بدنه اجتماعی مردم و جلب آرای خاکستری به کار گیرد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۲:۳۶
مهدی عابدی
چهارشنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۰۰ ب.ظ

«سواد رسانه» و مصونیت بخشی خانواده از خطر انحراف

رسانه، سبک زندگی و رفتار بانوان؛

«سواد رسانه» و مصونیت بخشی خانواده از خطر انحراف


صاجب خانه/ فراگیری سواد رسانه یکی از ضرورت های انکار ناپذیر زندگی در قرن 21 است؛ ضرورتی که نبود آن باعث می شود لطمه های جبران ناپذیری در حوزه های مختلف بر زندگی انسان ها وارد آید.

صاحب نظران معتقدند ذهن انسان در عصر کنونی بیش از هر زمان دیگر مقهور رسانه ها و فضاسازی های آن است و دلیل آن چیزی نیست جز افزایش روز افزون انواع گوناگون رسانه و ابداع روش ها و راهبردهای مختلفی که صاحبان بنگاه های رسانه ای برای اثر گذاری بر افکار عمومی و رسیدن به منافع خود از آن استفاده می کنند.

اگر 100 سال پیش نهایت وسایل ارتباط جمعی که به انتشار دیدگاه و نظرات صاحبانش می پرداخت در روزنامه، منبر و تبلیغات چهره به چهره خلاصه می شد و از نیم قرن پیش محدوده رسانه ها با پیدایش رادیو و تلویزیون افزایش پیدا کرد، اما امروزه گسترش بیش از حد رادیو و تلویزیون و شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی و توجه و نیاز بیش از حد به اثر گذاری بر افکار عمومی باعث شده درصد قابل توجهی از فرآیند های زندگی انسان ها تحت تاثیر رسانه ها رقم بخورد.
اهمیت این موضوع از آن جایی است که طبق تحقیقات انجام شده در زندگی انسان های قرن 21 این رسانه است که تعیین می کند مردم چه بخرند، چه بپوشند، کجا سفر بروند، چه اتومبیلی بخرند و چه چیز را ارزش بدانند و چه چیز را غیر ارزش!

این یکه تازی رسانه ها در تاثیر گذاری بر افکار عمومی و تعیین اولویت های زندگی انسان ها آن جا بیشتر می شود که مخاطبان رسانه ها از داشتن «سواد رسانه ای» محروم باشند و در اثر این فقدان، قادر نباشند تشخیص دهند که کدام قسمت از این پیام القا شده توسط رسانه مفید است و کدام مضر و از کدام باید تاثیر پذیرد و کدام را باید مواظب باشد تا تاثیر نامطلوبی بر نگرش ها و رفتارش نداشته باشد.
در حقیقت مخاطبی که مجهز به سواد رسانه ای باشد مانند فردی است که نیاز و حال خود را می شناسد و از سفره ای که در مقابل او پهن شده و انواع غذاها و مشروبات مفید و مضر در آن قرار داده شده است می داند کدام برایش مفید است و کدام را نباید استفاده کند.

ضروری است همه مخاطبانی که به هر نحوی و در هر سطحی با رسانه ها در ارتباط هستند و در معرض پیام های رسانه ای قرار دارند با اصول سواد رسانه ای آشنایی داشته باشند تا هنگام مواجهه با پیام های رسانه ای قدرت تشخیص و تمیز خوب و بد را داشته باشند.

اما در میان همه مخاطبان رسانه ها، بانوان به دلایل گوناگونی بیشتر از سایر اقشار در معرض رسانه هستند؛ زنان نسبت به مردان اوقات بیشتری را در خانه سپری می کنند و بیشتر وقت فراغت و بیکاری خود را با انواع رسانه (تلویزیون، ماهواره، شبکه های اجتماعی، مجلات و روزنامه و سایت های مختلف خبری و غیر خبری) سپری می کنند. همچنین زنان در بسیاری از تصمیم گیری های خانواده نقشی مستقیم و تعیین کننده دارند. از این جهت، فراگیری سواد رسانه برای زنان از اهمیت بالایی برخوردار است و بود یا نبود آن تاثیر مستقیمی بر سرنوشت زندگی و خانواده ایرانی دارد.
صاحبان بنگاه های رسانه ای و کارخانجات تولیدی سعی می کنند با استفاده از انواع و اقسام روش ها بر ذهن و نگرش مخاطبان خود تاثیر بگذارند و آن چه مد نظرشان است را القا کنند؛ در سریال ها و فیلم های سینمایی سبک زنگی مطلوب خود را نشان می دهند و به مخاطب القا می کنند که شما هم باید چنین سبک زندگی داشته باشید و با فضاسازی که در جریان سریال و فیلم می شود اینطور وانمود می کنند که نتیجه انتخاب این سبک زندگی خوشبختی و آسایش است.

در تبلیغات های بازرگانی هم انواع مختلف محصولات خود را جوری نمایش می دهند که ذهن مخاطب به این سمت برود که نبود این محصول در زندگی من نقص است و اگر آن را ندارم تهیه کنم و اگر از مدل دیگر دارم برای تعویض آن اقدام کنم.

از آن جایی که مخاطب اکثر اینگونه فیلم ها و تبلیغات بازرگانی بانوان هستند محتوای بیشتر آن ها طوری برنامه ریزی شده است که در حیطه تصمیم گیری بانوان و مسائل مربوط به داخل خانه (لوازم آرایشی بهداشتی، لوازم خانگی، آینده تحصیلی فرزندان و…) قرار می گیرد.

از طرفی چون زنان به دلیل خصوصیت های ذاتی خود، بیشتر و سریع تر تحت تاثیر پیام های محیط قرار می گیرند سرمایه گذاری سیاست گذاران رسانه ای برای تاثیر گذاری بر این قشر به مرتب بیشتر از سایر اقشار است.

از این رو لازم است بانوان با فراگیری سواد رسانه ای خود را به ابزاری مجهز کنند تا در رویارویی با پیام رسانه های اطراف خود مواجهه ای هوشمندانه داشته باشند و قدرت تشخیص درست از نادرست را پیدا کنند و مواظبت کنند پیام های مخابره شده از رسانه ها که از طریق ضمیر ناخودآگاه بر اندیشه، نگرش، تصمیم و رفتار آن ها تاثیر می گذارد باعث نشود مسیر زندگی و نیاز های آن ها دچار انحراف شود.

منتشر شده در : آرمان زنان

باز نشر در: صاحب نیوز، چشم برخوار، شبکه اطلاع رسانی راه دانا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۰۰
مهدی عابدی
شنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۱۲ ق.ظ

جای خالی پیوست فرهنگی در فعالیت های شهری


..:: وقتی سود مالی شهرداری اصفهان بر اولویت ها و اصول فرهنگی می چربد::..

جایِ خالی «پیوست فرهنگی» در فعالیت های شهری


صاحب خانه/  «پیوست فرهنگی» یکی از مقوله های مهمی است که به دلیل تاثیرپذیری فراوان فرهنگ و رفتار عمومی جامعه از هر گونه اقدام اقتصادی، سیاسی، عمرانی و…، از اهمیت زیادی برخوردار است.

رهبر معظم انقلاب در سخنرانی خود در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۹۲ پیرامون پیوست فرهنگی فرمودند: «فرهنگ هویت یک ملت است، ارزشهای فرهنگی روح و معنای حقیقی یک ملت است،همه چیز مترتب بر فرهنگ است. فرهنگ حاشیه و ذیلِ اقتصاد نیست، حاشیه و ذیلِ سیاست نیست، اقتصاد و سیاست حاشیه و ذیل بر فرهنگند؛ به این باید توجه کرد. نمی توانیم فرهنگ را از عرصه‌های دیگر منفک کنیم؛ اینکه ما گفتیم مسائل اقتصادی و مسائل گوناگون مهم پیوست فرهنگی داشته باشد، معنای آن همین است؛ معنای آن این است که یک حرکت اساسی که در زمینه‌ی اقتصاد، در زمینه‌ی سیاست، در زمینه‌ی سازندگی، در زمینه‌ی فناوری، تولید، پیشرفت علم می خواهیم انجام بدهیم، ملتفت لوازم فرهنگی آن باشیم. گاهی اوقات انسان در یک کاری وارد می شود، یک کار اقتصادی انجام می دهد، اما لوازم آن و تبعات فرهنگی آن را توجه ندارد. بله، کار کار بزرگی است؛ کار اقتصادی بزرگی است، منتها لوازم و تبعاتی که برای کشور ضرر دارد بر آن مترتب می شود؛ فرهنگ این‌جوری است. باید در همه‌ی مسائل آن نکته‌ی فرهنگی را در نظر داشت و نگذاریم که این از یاد برود.»

در یک کلام پیوست فرهنگی یعنی اینکه در هر اقدامی با هر ماهیتی، ملتفت و متوجه لوازم و تبعات فرهنگی آن باشیم.

اهمیت این موضوع از آنجایی است که هر اقدام با هر ماهیتی دارای پیام ها و پیش فرض هایی فرهنگی در درون خود است و این پیام ها به مجرد اینکه آن اقدام با سطحی از جامعه و مردم در ارتباط باشد به آن ها منتقل خواهد شد و بر مخاطبان خود تاثیر خواهد گذاشت؛ حال این انتقال پیام ممکن است در کوتاه مدت باشد یا بلندمدت، تاثیرگذاری ممکن است از طریق ضمیر ناخودآگاه باشد یا ضمیر خود آگاه!

طبق نظریه های علم ارتباطات، وقتی می توانیم بگوییم چیزی بر چیز دیگر تاثیر گذاشته است که شاهد نوعی تغییر در هر ساحتی (شامل اندیشه، بینش، تصمیم و رفتار) از تاثیرپذیر باشیم، البته ممکن است فرآیند تاثیرگذاری از مدت ها قبل از نمود و بروز تغییرات، شروع شده باشد و در مرحله تغییر نگرش ها و باورها باشد و بعد از مدتی این تغییر به مرحله تصمیم و رفتار برسد.

اصالت سود!

با این مقدمه نه چندان خلاصه، نگاهی تیزبینانه با عینک «پیوست فرهنگی» به همه اتفاقات و رخدادهایی که در پیرامون ما در حال «شدن» است، این نکته را گوشزد می کند که دست اندرکاران اغلب فعالیت های شهری توجهی به پیوست فرهنگی اقداماتی که در سطح شهر انجام می دهند ندارند و در بسیاری از موارد جنبه اقتصادی و سود آوری و رسیدن به منافع گروهی بر تبعات و بازخوردهای فرهنگی ارجحیت دارد و این بازخوردها عموما نادیده گرفته می شود.

«تبلیغات» یکی از آن عرصه هایی است که فعالیت های شهری زیادی حول آن تعریف می شود و به جهت ایجاد بازار عرضه محصولات و فروش، برای تولیدکنندگان و ارائه دهندگان خدمات و به جهت سودآوری قابل توجه، برای شرکت های تبلیغاتی و صاحب امتیازان فضاهای بصری شهری (عموما شهرداری ها) اهمیت زیادی دارد.

تبلیغات محیطی شهر

البته بازخوردهای فرهنگی همه فعالیت های شهری و به خصوص تبلیغات بصری محیطی یکسان و مشابه نیست، چه اینکه برخی فعالیت های شهری و فضاسازی های محیطی ممکن است سبک زندگی مردم در مصرف را دستخوش تغییر قرار دهد (مثل تبلیغات شهری مبلمان های لوکس)، برخی ممکن است باورهای اقتصادی را دگرگون کند (تبلیغ کالاهای خارجی و القای اینکه جنس خارجی بهتر از ایرانی است)، برخی ممکن است حس نوعدوستی را مورد مخاطره قرار دهد (تشویق بانک ها به سپرده گذاری بلندمدت و دریافت سود بیشتر و ممانعت ضمنی از قرض الحسنه به همکار یا خویشاوند نیازمند) و برخی ممکن است ذائقه مردم در سفر و گشت و گذار و گذراندن اوقات فراغت و ایام تعطیل را دستخوش دگرگونی کند (مثل تبلیغ سفر به انتالیا و تایلند!)

اما از آنجایی که امتیاز بهره برداری از اغلب فضاهای بصری محیط شهری و تبلیغاتی در اختیار شهرداری هاست و از طرفی هم شهرداری ها مدعی انجام فعالیت های فرهنگی در سطح شهر هستند مواردی مشاهده می شود که فعالیت های تبلیغاتی و فضاسازی های محیطی شهری دارای بار عمیقا ضد فرهنگی (فرهنگ ایرانی-اسلامی) هستند و علی رغم هویدا بودن این تناقض باز هم شاهد تکرار اینگونه موارد هستیم.

در اقدام اخیر، همزمان با نزدیک شدن به پایان سال و تعطیلات نوروزی و آغاز تبلیغات گسترده آژانس های مسافرتی و گردشگری برای سفرهای نورزوی خارج از کشور، تبلیغ این موسسه های سودمحور بر روی فضاهای تبلیغاتی در اختیار شهرداری اصفهان قرار گرفته است و به صورت گسترده شهروندان اصفهانی را به سفر به اروپا، ترکیه و تایلند ترغیب می کنند؛ ترغیبی که با هیچ کدام از اصول و سیاست های فرهنگی (ایرانی-اسلامی) همخوانی ندارد.

جدای از تضاد سفر به برخی قطب های گردشگری کشورهای خارجی (نظیر تایلند و آنتالیا) با فرهنگ و ارزش های دینی ما، تبلیغ اینگونه سفرها در تضاد صریح با اصول اقتصاد مقاومتی و توجه به ظرفیت های درونی کشور است و واضح است که تنها جنبه سودآوری و درآمدهای قابل توجه اینگونه تبلیغات باعث شده شهرداری اصفهان با آن همه اقدام و هیاهوی فرهنگی، تن به این حرکت ضد فرهنگی و ضد دینی بدهد.

این تابلوهای مروج سفرهای سیاحتی به سرزمین هایی که بعضا به سرزمین گناه و فحشا معروفند در سطح شهر کم نیستند؛ اگر چرخی در شهر اصفهان بزنید دست کم در دو یا سه چهار راه اصلی آن ها را خواهید دید. جدای از این مورد تبلیغاتی که ضد فرهنگی بودن آن محرز و آشکار است، بسیاری از تبلیغات های شهری دیگر نیز چنان آثار ناگواری بر سبک زندگی مردم دارند که شاید با برگزاری ده ها همایش و سمینار و پک فرهنگی نتوان آن ها را از زندگی مردم پاک کرد!

می طلبد سیاست گذاران و مسئولان فرهنگی شهرداری اصفهان در برنامه ریزی های خود توجه لازم به بحث «پیوست فرهنگی» داشته باشند و اجازه ندهند درآمدزایی و سودآوری اقتصادی باعث شود اولویت ها، اصول و ارزش های فرهنگی در شهرداری و زیرمجموعه های آن پایمال شود.

منتشر شده در: ندای اصفهان

باز نشر در: صاحب نیوز، اصفهان بیدار، شبکه اطلاع رسانی راه دانا



.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۱۲
مهدی عابدی
دوشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۵، ۰۲:۴۴ ب.ظ

فصل امتحان ولایت مداری احمدی نژاد رسید



 ..:: روی خط انتخابات ::..

تدبیر هوشمندانه رهبری برای حفظ وحدت نیروهای انقلابی/ فصل امتحان ولایت مداری احمدی نژاد



صاحب خانه/ اعلام علنی نهی صریح حضرت آقا از حضور دکتر احمدی نژاد در انتخابات 96 را می توان مصداقی از بصیرت انقلابی رهبر انقلاب و تلاش ایشان برای جلوگیری از ایجاد دو قطبی در جبهه انقلاب دانست.


اگر چه خدمات و تلاش های احمدی نژاد در دوره 8 ساله ریاست جمهوری بر کسی پوشیده نیست اما حضور دوباره او در این کارزار در مقطع کنونی می توانست منجر به شکافتی عظیم در بین نیروهای معتقد به گفتمان اصیل نقلاب ایجاد کند


رهبر انقلاب در این نهی صریح خود که نمونه آن در تاریخ سیاسی کشور کم وجود دارد تلاش می کند مانع از ایجاد دوقطبی از جنس دو قطبی و تفرق انتخابات 92 شود و از پیش آمدن نتیجه ای که برای حرکت انقلابی ایران مضر است جلوگیری کند


اگر چه رفتار احمدی نژاد در ماه های آینده غیر قابل پیش بینی است و این احتمال نیز می رود با توجیه های گوناگون قدم در رقابت اردیبهشت 96 بگذارد اما این نکته محرز است که این اقدام رهبری فقط در جهت ایجاد اتحاد و یک پارچگی در جریان انقلابی بوده و بس.


چه اینکه در همین روز ها کورسوهای اختلاف بین جوانان مذهبی و انقلابی درباره گزینه اصلح انتخابات 96 بین احمدی نژاد و فرد دیگر (گزینه معرفی شده توسط طیف اصولگرایی) به چشم می خورد و چنانچه این فضا مدیریت هوشمندانه نمی شد نتیجه آن تشدید تفرق نیروهای انقلابی می بود.


آن چه مبرهن است این است که ملت انقلابی همواره به وظیفه خود عمل می کنند و حضرت آقا هم اقدام شایسته خود ر ا برای ایجاد اتحاد بین نیروهای انقلابی انجام داد (اگر چه مطمئنا این اقدامر رهبری در آینده برای ایشان هزینه هایی خواهد داشت) اما آن چه که در این پازل جایگاه مهمتری دارد و البته همیشه پاشنهآشیل جریان انقلابی بوده است تدبیر صحیح و هوشمندانه  بزرگان و ریش سفیدان جریان اصولگرایی-انقلابی و به اجماع رسیدن آن ها برای معرفی گزینه واحد اصلح مقبول برای موفقیت جریان انقلابی در انتخابات 96 است


در یک کلام بزرگان جریان انقلابی-اصولگرایی تجربه تلخ انتخابات 96 و معرفی چند گزینه را تکرار نکنند که این کار چیزی جز هزینه کردن از جایگاه رهبری معنی نخواهد داد


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۵ ، ۱۴:۴۴
مهدی عابدی



 ..:: تا انتخابات 96 ::..

رازهای شکست اصولگرایان/ لزوم به کارگیری راهبردهای هوشمندانه در انتخابات 96



صاحب خانه/ تجربه های تلخ اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری 92 و مجلس شورای اسلامی 94 و عدم مواجهه با اقبال توده مردم به نامزدهای معرفی شده توسط این طیف سیاسی در برخی شهرهای بزرگ و پرجمعیت، لزوم برنامه ریزی دقیق تر و حرکت هوشمدانه تر در انتخابات ریاست جمهوری 96 را برای این گروه سیاسی دو چندان می کند.

نگاهی موشکافانه به انتخابات 92 و 94 و تحلیل آرای ریخته شده به صندوق های انتخابات نشان می دهد اشتباهات استراتژیک و تحلیل های سطحی اتاق فکر اصولگرایان منجر به این شد که انتخاب مردم غیر از آن چیزی باشد که مطلوب این طیف سیاسی بوده و نتایج نهایی منطبق با هدف گذاری ها جریان اصولگرایی نباشد.

با این اوصاف، اهمیت و حساسیت انتخابات ریاست جمهوری 96 و نقش غیر قابل انکار تفکر حاکم بر دستگاهای های مدیریتی کشور در حرکت در مسیر اهداف و  آرمان های والای انقلاب اسلامی و گذر از مرحله مهم تشکیل دولت اسلامی در مراحل 5 گانه اهداف انقلاب اسلامی، می طلبد جریان دلسوز انقلاب اسلامی در این انتخابات مهم و سرنوشت ساز به صورتی فعالانه و هوشمندانه ایفای نقش کنند.

آرایش سیاسی کلی کشور و رصد حرکات و فعالیت های برخی افراد که در مظنه نامزدی انتخابات هستند و تجربه جمهوری اسلامی ایران در انتخابات هایی که رئیس دولت برگزار کننده انتخابات خود طرفی از رقابت است، ذکر چند نکته مهم را در رابطه با نوع عملکرد نیورهای دلسوز انقلاب و جریان اصولگرایی ضروری می سازد:

1- بدیهی است که حسن روحانی، رییس جمهوری فعلی کشور یکی از طرف های مهم رقابت در انتخابات 96 است. البته روحانی به احتمال زیاد نامزد مورد حمایت طیف اصلاح طلب و همه احزاب و گروه های سیاسی زیر مجموعه اصلاح طلبان خواهد بود.

محمد رضا خاتمی فعال اصلاح طلب در گفتگو با ایرنا با اشاره به شائبه مطرح شده در خصوص عبور اصلاح طلبان از روحانی می گوید: در نشست و برخاست هایی که با نحله های مختلف اصلاحات دارم می بینم همه این افراد از شخص آقای روحانی رضایت دارند و معقتدند ایشان حتی فراتر از حد انتظار ظاهر شده است. البته ما انتقاداتی به برخی عملکردهای دولت یازدهم داریم ولی نامزدمان برای انتخابات دوره دوازدهم ریاست جمهوری شخص آقای روحانی است.

به نظر می رسد نامزد مورد نظر اصلاح طلبان در انتخابات 96 فردی غیر از حسن روحانی نباشد؛ چه اینکه روحانی از چند ماه قبل و در سفر های مختلف استانی با بیان کدهایی منظوردار در سخنرانی های خود، قصدش مبنی بر جذب حمایت و جلب آرای اصلاح طلبان کل کشور را بر ملا کرده است.

از طرفی تجربه نشان می دهد اتاق فکر اصلاح طلبان در انتخابات حساس 96 برای فرار از شبح شکست هم که شده است، حاضر نخواهند شد گزینه دیگری به صحنه بیاورند و اگر این کار را هم بکنند در روز های واپسین انتخابات او را مجبور به ترک میدان رقابت به نفع گزینه اصلی خود (روحانی) خواهند کرد.


2-  حسن روحانی همچون همه روسای جمهور قبلی در انتخابات دوم دارای امکانات و تریبون بیشتری برای تبلیغات، موج سازی و جهت دهی به آرای مردم خواهد بود.

وجود استانداری ها، فرمانداری ها و دستگاه ها و ادارات دولتی در سرتاسر پهنه ایران این امکان را به طیف حاکم می دهد تا با قدرت بیشتر در عرصه تبلیغات ریاست جمهوری حاضر شوند و این موضوع در نهایت می تواند به جهت دهی انبوه به آرای خاکستری مردم منجر شود و این موضوع، کار را برای طیف مقابل یعنی جریان اصولگرایی سخت خواهد کرد.

3- کار بر جبهه اصولگرایان و نیورهای دلسوز انقلاب در انتخابات 96 هنگامی سخت تر خواهد شد که با وجود موارد ذکر شده در دو بند قبلی، اتاق فکر این جریان تصمیم گیری هوشمندانه و بر اساس مصالح واقعی نداشته باشد.

احساس تکلیف  افراد مختلف جبهه اصولگرایی و حضور ]چند محوری در عرصه رقابت انتخابات یکی از آن مواردی است که باعث شده این جبهه در موارد متعدد از شکست خورده های انتخابات باشد. 

عدم پایبندی نامزدهای حاضر در صحنه رقابت به قول و قرار هایی که در ابتدای مسیر با مردم می بندند نیز پاشنه آشیلی بود که در انتخابات 92 اصولگرایان را در اقلیت قرار داد.

عدم وصول به فهم مشترک در مواجهه با مفاهیم سیاسی همچون رابطه نامزد اصلح و صالح مقبول نیز از مواردی هست که در برخی انتخابات باعث شنیده شدن چند صدا از این جبهه شده است.

در یک جمله می توان گفت عدم وحدت عملی و گرد نیامدن همه نیروهای دلسوز انقلاب و ولایت حول محور واحد به صورت عینی و عملی در برهه های گوناگون انتخابات، ضربه های جبران ناپذیری نه تنها بر بدنه نیروهای دلسوز انقلاب و اصولگرا، بلکه بر پیکر جان گرفته انقلاب اسلامی زده است.

4- اتاق فکر جریان اصولگرایی باید تمهیداتی بیاندیشد که نیروهای دلسوز و معتقد به آرمان های اصیل انقلاب اسلامی و علی الخصوص استکبار ستیزی بتوانند با وحدت کلمه عملی حضوری منسجم و هوشمند در انتخابات 96 داشته باشند.

البته مهمترین رکن این قضیه، لزوم ایجاد قدرت همراهی، جریان سازی  و جهت دهی به نظر و آرای توده مردم است؛ چرا که تجربه نشان داده است جریانی که به فکر همراه کردن مردم با خود و ایجاد موج مردمی نباشد در هر شرایطی در انتخابات شکست خواهد خورد و در مقابل فردی که بتواند موج مردمی ایجاد کند و در بین توده های مردم حضور موثر و فعال داشته باشد ولو هیچ کدام از جریان های رایج سیاسی از وی حمایت نکنند پیروز معرکه انتخابات خواهد بود (انتخابات 84).


5- اگر چه قضاوت درباره این که آیا اصولگرایان حاضرند به حمایت از محمود احمدی نژاد در انتخابات 96 ظاهر شوند یا اینکه اصلا احمدی نژاد خود نامزد انتخابات می شود یا گزینه دیگری در نظر دارد که هنوز آن را آشکار نکرده است، یا اینکه اصولگرایان مجددا گزینه هایی هچون حداد عادل و ولایتی و قالیباف را روانه کارزار انتخابات می کنند یا گزینه دیگری که دارای اقبال عمومی باشد در نظر گرفته اند و در موعد مقرر آن را معرفی خواهند کرد و بسیاری دیگر از این موارد بسیار زود است و تا حداقل 9 ماه دیگر نمی توان صحبتی درباره آن کرد، اما واضح است اگر اتاق فکر اصلی نیروهای دلسوز انقلاب و ولایت و جریان اصولگرایی که البته عناصر معتقد، متدین و دارای سوابق درخشان سیاسی را در خود جای داده است، به صورت هوشمندانه و بر اساس ایجاد اتحاد عینی و عملی در بین همه نیروهای انقلابی و مومن و حذف دو دستگی های ایجاد شده حول موضوعات فرعی و قابل اغماض برنامه ریزی و تصمیم گیری نکند و از توده های مردم غافل شده و آن ها را با خود همراه نکند و در فکر جریان سازی اجتماعی در جامعه نباشد و صرفا به معرفی گزینه اصلح با توجه به معیار های نظری بپردازد، انتخابات 96 تجربه ای دیگر خواهد شد از شکست های جریان اصولگرایی در انتخابات های تاریخ انقلاب اسلامی و پیامد این شکست مدیریت گفتمانی بر کشور خواهد بود که حاصل آن سنگ اندازی در مسیر حرکت پر سرعت انقلاب اسلامی است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۵ ، ۰۹:۰۴
مهدی عابدی
سه شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۱۲ ق.ظ

عادت های خوب برای یک زندگی خوب


مهارت های زندگی آرام؛

عادت های خوب برای یک زندگی خوب


یکی از دغدغه های اصلی جوامع بشری در عصر کنونی داشتن یک زندگی آرام و بدون دغدغه است. نظامات فکری مختلف هم با توجه به جهان بینی و مبناهای اعتقادی خود نسخه های متفاوتی برای رسیدن به این مهم ارائه می دهند. در اصل، هدف اصلی مکتب های مختلف فکری در زمینه امور روانی و تربیتی رسیدن به نهایت آرامش در زندگی است و جدال بین آن ها و تفاوت رویکرد ها و روش ها به خاطر تفاوت در نگاه به این موضوع (آرامش چیست؟) و تفاوت در جهان بینی ها و مبناای اعتقادی آن ها است.

مکتب سعادت بخش اسلام نیز به عنوان غنی ترین مکتب فکری نسخه ها و پیشنهاد های مختلفی را  برای رسیدن به یک زندگی آرام به پیروان خود توصیه می کند. در این نوشتار قصد دارم با بیان چند نکته ریز تر ازمو به ارائه پیشنهاد ایی بپردازم که عمل به آن ها می تواند آرامش را به زندگی ما تزریق کند:

 

اول؛ برای ان که یک عمل در زندگی ما تاثیر گزار باشد باید برای ما تبدیل به ملکه و عادت شود. عده ای از صاحب نظران تبدیل به عادت شدن یک فعل را معادل از ارزش افتادن آن عمل می دانند. مثلا می گویند اگر ما بر حسب عادت هر روز صبح صدقه بدهیم این کار دیگر ارزشی ندارد چون انگیزه و نیت الهی درکار نبوده است و صرفا انجام عادت است که اگر این عادت انجام نشود موجب مرض می شود "ترک عادت مجوب مرض است" اما در اصل این طور نیست و هر عادتی بدون ارزش نیست. عادت وقتی بدون ارزش است که در حین فرایند عادت شدن انگیزه های متعالی و اهداف معنوی زایل شوند و در صورتی که یک عمل خیر با انگیزه الهی تبدیل به عادت شد و دراین حین آن انگیزه متعالی و هدف معنوی زایل نشد و حتی روز به روز قوی تر و بیشتر شد این عادتی پسندیده است.

 

دوم؛ نظم و برنامه ریزی در زندگی و داشتن آرامش یک اصل بسیار مهم و ضروری است. شما برای اینکه عادت های خوب داشته باشد باید ادم اهل نظمی باشد. انسان های بی نظم اصولا کارهای قاعده مند و روی حساب کتاب انجام نمی دهند. به اصطلاح عادت ندارند و در هر دم کاری دیگر انجام می دهند. نظم به شخصیت انسان جاذبه می دهد و باعث صلابت شخصیت است. شاید تجربه کرده باشد یک نفر را که دارای یک عادت مشخص است برای شما جالب و جاذب است. برای شما هم ممکن است انگیزه شود. این اعجاز نظم و برنامه ریزی در زندگی است. پس لازمه داشتن عادت های خوب در زندگی نظم پذیر بودن است.

 

سوم؛ بسته به شخصیت افراد و اهداف مهمی که انسان ها در زندگی دارند عادت های افراد مختلف متفاوت است. کسی که سلامتی جسمانیش برایش فوق العاده مهم است در خوردنی ها و نوشیدنی هایش عادت های مختلف دارد. مثلا فردی اصلا چایی نمی خورد. برایش عادت شده است. فردی اصلا در بین غذا آب نمی خورد. فردی اصلا غذای داغ نمی خورد و افرادی شام نمی خورند و یا حاضری می خورند. کسی که انجام برنامه های روزانه برایش مهم است عادت های دیگر دارد. ساعت خواب و بیداری برایش عادت جدی شده و عادت ندارد زیاد درباره یک موضوع با یک نفر صحبت کند تا وقتش تلف شود و هزاران مورد دیگر.

 

چهارم؛ شما هم می توانید لیستی از عادت های خوب و عادت های بد پیشنهادی خودتان را ارائه دهید. این عادت های خوب و بد می تواند برای دیگران الگو و انگزه باشد. با توجه به علاقمندی ها و اهداف خود، عادت های خود را ردیف کنید. من هم بنا به علاقمندی ها و اهدافم برخی عادت هایی که فکر می کنم وجودشان در زندگی مهم هستند را لیست می کنم. البته همه این عادت ها در راستای یک هدف و ا نگیزه نیستند. برخی برای داشتن بدن سالم، برخی برای داشتن وقت و فراغت ببیشتر و برخی برای داشتن آرامش معنوی بیشتر پیشنهاد می شوند. شما هم این لیست را کامل کنید:

 

الف-  عادت کنید در زندگی خود به صورت روزانه و یا لااقل هفتگی ساعتی را برای مطالعه محض اختصاص دهید. مطالعه همراه با آرامش بدون فکر کردن به هیچ دیگر. مطالعه یک کتاب مبنایی یا خاطره یا داستان یا مهارتی. مطالعه از صفحه اول تا صفحه آخر و این نظم در مطالعه رعایت شود تا کتاب به پایاین برسد و بعد شروعی دیگر با کتابی جدید. اگر تازه ازدواج کرده اید و میخواهید وارد زندگی جدید شوید این عادت را با همراهی همسرتان به اجرا بگذارید و اگر او شما را همراهی نمیکند لااقل تلاش کنید او این عادت شمارا بپذیرد و هنگام مطالعه شما را از این کار خوب باز ندارد.

 

ب- عادت کنید برخی دستورات بهداشتی را به صورت دقیق، جزئی و مو به مو اجرا کنید. این دستورات را اگر همیشه انجام بدهید خیلی بهتر است. در سفر، در حضر، در مهمانی، در خستگی در ... . اگر عادت کردید این عادت های ریز را همشه و همه جا انجام دهید به شما کمک می کند اراده ای قوی داشت باشد. من چند دستور بهداشتی را پیشنهاد می کنم:

 قبل از خواب همیشه مسواک بزنید

 قبل و بعد از غذا خوردن دست های خود را بشویید

هفته ای دوبار حتما استحمام کنید

سر سفره غذا به هیچ وجه (حتی در سخت ترین شرایط مثل یک مهمونی پر زرق و برق یا گرسنگی شدید) پرخوری نکنید

بین غذا به هیچ وجه نوشیدنی نخورید

از خوردن نوشابه احتناب کنید

هنگام نیاز به مستراح به هیچ  عنوان تعلل نکنید و در اولین فرصت قضای حاجت کنید

لباس کثیفتان را بلافاصله عوض کنید

به محض دیدن سوراخ کف جورابتان آن را دور بیاندازید (البته فقط جوراب)!!!

.....

 

ج- در امور معنوی؛ عادت کنید نمازتان را در هر زمان و مکان سر وقت بخوانید و هنگام نماز خواندن اصلا عجله نکنید. اگر معرفتتان به خداوند و روبیت او به این اندازه باشد که بدانید هیچ چیز در امور این دنیا جز اراده و خواست او موثر نیست و بدانید که این اراده مطلق در این زمان از تو خواسته که نمازت را با طموانینه و ارامش بخوانی و به هیچ چی زدیگر توجه نکنی ان وقت قادر خواهی بود این عادت پیندیده را در خود تقویت کنی و بتوانی موقع نماز به هیچ چیز جز نماز توجه نکنی. البته بحث شرایط خاص و اضطراری بحث دیگری است...

 

د- باز در امور معنوی؛ حتما عادت داشته باشد در هفته یا لااقل در ماه در یک مراسم مذهبی-اخلاقی حضور داشته باشد. این مراسم در یک محفل ثابت باشد بهتر است. ولی گر تنوع طلب هستید در محافل مختلف با جهت گیری فکری یکسان ئ هم جهت با حهت گیری فکری خودتان حضور داشته باشید. این محفل مذهبی میتواند دعای کمیل شب های جمعه، جلسات اخلاق یکی از علمای شهرتان و یا هیئت هفتگی خیابانی که در آن زندگی می کنید باشد.

 

ه- عادت کنید در زندگی عصبانی نشوید مخصوص در مواجهه با همسرتان و پدر و مادرتان. عادت کنید شخصیت متینی باشد و در بدترین شرایط از کوره در نروید. عادت کنید در بدترین شرایط بر موضع حق خود پافشاری کنید ولی همراه با بد صحبت کردن و بد خلقی و بی ادبی نباشد. عادت کنید برخی مواقع در مقابل صحبت دیگران در و دروازه باشد تا منجر به عصبانیت و غضب شما نشود. عادت کنید در همه موقعیت ا خوب صحبت کنید و در به کارگیری الفاظ دقت کنید.

 

و- عادت کنید... (شما هم این متن را کامل کنید)

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۴ ، ۱۰:۱۲
مهدی عابدی