صاحب خانه

یادداشت ها و دست نوشته های مهدی عابدی

صاحب خانه

یادداشت ها و دست نوشته های مهدی عابدی

صاحب خانه
طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

يكشنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۴۶ ب.ظ

رنج های سی سالگی!


رنج های سی سالگی!


🔴 چشم ها به هم خورد و سی سالگی فرا رسید! از نوجوانی، هیچگاه سالروز تولد هایم تمایلی به برگزاری مثلا "جشن تولد" نداشتم؛ چرا که با خودم می گفتم مگر اضافه شدن یک سال به عمر و نزدیک شدن بیشتر به خط پایان زندگی جشن گرفتن دارد؟! اما این حس در روزهای نزدیک شدن به سی سالگی خیلی بیشتر نمایان شد؛ تلاش می کردم به هر بهانه ای به کلی سالروز تولدم را هم خودم و هم دیگران فراموش کنند! حال با سفر یا اعتکاف یا هر چیز دیگر! ای کاش کسی به من تبریک نگوید و انتظار خوشحالی و ذوق زدگیم را نداشته بشد! مگر چه شده است؟!

🔴 اما مگر این سی سالگی چیست که اینقدر برایش رنج و غم ردیف می کنم؟ آن هم یک سال مثل بقیه سال ها! با تغافل و فراموشی هم می توان از آن عبور کرد! اما نه! نمی شود! این یکی مثل بقیه نیست! هر چقدر هم خواستم تغافل کنم آخرش گریبانم را گرفت. مرا به فکر کردن درباره خود وادار کرد. علایمش هم رهایم نمی کند. موهای سفید دیگر حیایی ندارند و بین موهای سیاه جای خودشان را باز کرده اند. هر بار جلوی آینه قرار می گیرم بیشتر دوست دارند در چشمم ظاهر شوند. سرم را تکان می دهم تا فکر کنم انعکاس نور، موهای سیاه را سفید جلوه می کند؛ اما تعدادشان آن قدر زیاد است که نتوانم خودم را گول بزنم!

🔴 سی سالگی ورود به دهه چهارم زندگی است و پشت سر گذاشتن ناب ترین، مفید ترین، پر شور ترین، موثر ترین و بهترنی دروان های عمر! همیشه از وقتی کمی به ارزش عمر و زمان پی بردم (حدود 20 سالگی)، دهه سوم زندگی (20 تا 30 سالگی) را بهترین دوره عمرم می دانستم! مغز زندگیم بر می شمردم! درست مثل مغز گردو و مغز بادام! معتقد بودم سرنوشت و شخصیت انسان در این دهه تعیین می شود؛ شاکله فکری در این دوران شکل می گیرد؛ ازدواج و شغل و رشته تحصیلی و سطح تحصیلات و جایگاه اجتماعی و همه چیزهایی که در دوران کودکی و اوایل نوجوانی برایش در ذهنمان نقشه می کشیدیم و می گفتیم «دوس دارم بزرگ شدم .... » در این ده سال اتفاق می افتد؛ اگر در این سال به آن چه در ذهنمان داشتیم رسیدیم رسیدیم؛ اگر هم نرسیدیم بعد از آن و در روز های سی سالگی نباید دیگر منتظر تغییر قابل توجهی در مسیر زندگی خود باشیم! دیگر باید با همه چیز کنار بیاییم! سی سالگی آغاز دوران کنار آمدن با واقعیت ها و پذیرش حقیقت های زندگی (ولو تلخ) است.

🔴 اگر بر فرض مثال 90 سال مفید عمر کنم، شروع سی سالگی پایان ثلث زندگی است. 90 سال که بعید است! 80 یا 70 سال هم که در نظر بگیریم پایان سی سالگی یعنی نزدیک شدن به نیمه عمر و عبور از مرز یک سوم! گفتنش شاید راحت باشد ولی فهمیدنش کمی سخت است.

🔴 نوع ارتباط انسان با خدا، معنویت و میزان ایمان و معرفت انسان هم در قبل از سی سالگی پایه و اساس می گیرد. می شود گفت سعادت یا شقاوت هر فردی در سی سال اول زندگی و مخصوصا بین 20 تا 30 رقم می خورد. اگر می خواهید بدانید بعد از گذراندن 3 دهه از بهترین دوران عمر خود در زمینه ایمان و معرفت به چه سطح رسیده اید ببینید در هفته چند شب برای نماز شب از خواب بیدار می شوید؟ چقدر از نماز خواندن خود از جان و دل لذت می برید؟ آیا هنگام دعا خواندن واقعا خداوند را مخاطب خود حس می کنید؟ چه مقدار توانسته اید ریشه میل به گناه را از درون خود بخشکانید؟ اگر پاسخ قابل قبولی برای این سوالات پیدا کردید به خود امیدوار باشید که در سه دهه اول زندگی خود سرمایه ای معنوی کسب کرده اید!

🔴 با همه این حرف ها، اگر چه عبور از مرز سی سالگی عبور از یک مرز تغییراتی کاملا محسوس در بسیاری از جنبه های زندگی و وارد شدن به مرحله جدیدی از احساسات، تجربه ها و رفتارهاست اما به معنای از دست دادن همه فرصت ها، زمینه های رشد و پیشرفت و همه چیزهایی که باعث می شود احساس خوبی نسبت به زندگی داشته باشیم نیست! سی سالگی آغاز روزگار کنار آمدن و پذیرفتن حقیقت های زندگیست و تدبیر برای ادامه زندگی به نحوی که کمتر دچار خسران شویم و از داشته هایمان استفاده بیشتری ببریم! سی سالگی روزگار ترک حسرت و دوران تقویت حس شکر گذاری از خدای متعال به خاطر همه نعمت هایی است که در این عمر نه چندان کوتاه به ما عطا کرده است. سی سالگی مقطعی است که باید برای روز های در پیش روی خود بیش از قبل فکر کنیم و تلاش کنیم فرصت های آینده تبدیل به حسرت های بعدی نشوند! اگر چه رنج های سی سالگی رنج هایی است که به راحتی نمی شود آن ها را به فراموشی سپرد، اما از طرفی نباید باعث شوند به خاطر آن ها همه چیز هایی خوبی که در اطراف خود داریم را نادیده بگیریم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۴۶
مهدی عابدی