صاحب خانه

یادداشت ها و دست نوشته های مهدی عابدی

صاحب خانه

یادداشت ها و دست نوشته های مهدی عابدی

صاحب خانه
طبقه بندی موضوعی
پنجشنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۰، ۰۱:۳۹ ب.ظ

این است ولایت مداری ما! (۲)


این است ولایت مداری ما! (۲)

 

مقدمه کوتاه: اگر به دنبال تعریف های یک کلمه ای از دین و دینداری باشیم از عباراتی که بهترین قرابت ذهنی را برای ما در مورد دینداری ایجاد می کند واژه های "ولایت" و "ولایت پذیری" است. ولایتی که در احادیث و روایات با واژگان مشابه و همین واژه به آن تاکید زیادی شده است. در ادبیات سیاسی موجود در فضای کنونی عبارت ولایت پذیری دارای جایگاه ویژه ای است که عموما در زمان کنونی که به عنوان زمان غیبت تعبیر می شود از آن به "ولایت فقیه جامه الشرایط" تعبیر می شود.

 

 

متن: موارد و مصادیق زیادی بوده است که در جامعه ای بعضی مفاهیم در ظاهر و صورت بوده اند ولی در اصل و عمل و رفتار آن جامعه آن اصل به انحراف رفته است. بر اندیشمندان و بزرگان و راصدان هر جامعه است که این رفتار ها در نظر داشته باشند و هر گونه انحراف و کج روی را تبین و اطلاعرسانی کنند تا جامعه در انحراف خود غرق نشود.اگر انحراف در مفهومی مانند ولایت صورت پذیرد بزرگترین ضربه را به ما وارد خواهد کرد. همه و همه دم از اطاعت و ولایت می زنند ولی در عمل شاهد اعمال و رفتار متناقض و متضاد هستیم. این نشان دهنده این است که گروهی از این مدعیان در یک جای کار خود می لنگند. توجه به این نکته در مفهوم ولایت ضروری است که پذیرش ولایت ولی باعث می شود که نوعی محدودیت در رفتار خود داشته باشیم و در بعضی مواضع رفتاری بر خلاف خواسته خود و میل خود عمل کرده و نظر به نطر ولایت داشته باشیم. والا عمل طبق خواهش خود و نفس خود و مدعی ولایت بودن کمترین ولایت که نیست بیشترین خیانت است. در جامعه کنونی ما مصداق بارز و کامل ولایت پذیری حضرت آیت الله امام خامنه ای(مد ظله العالی) هستند. 

امام خامنه ای در چندین جای فرموده اند که نظرات و دیدگاه هایم را عموما در سخنرانی هایم بیان میکنم. پس اگر ما به دنبال پیروی از ولایت و عمل به منویات آقا هستیم دستورات ایشان را در سخنرانی هایشان جسنجو کنیم نه در جای دیگر. قرار نیست از یک کانال خاص از جانب آقا به ما دستوری برسد و ما به آن عمل کنیم. از طرفی همه ما قائل به نگرش و تحلیل استراتژیک و همه جانبه حضرت آقا نسبت به مسائل جامعه ایرانی و جامعه جهانی هستیم. صحبتی که ایشان بر لب جاری می کنند صحبتی است که با توجه به مسائل داخلی منطقه ای و بین المللی بیان می کنند. یکی از مسائل مهمی که حضرت آقا در سخنرانی های اخیرشان با توجه به شکل گیری تحولات منطقه در راستای بیداری اسلامی تبیین کردند نقش نظام و انقلاب اسلامی ایران به عنوان الگوی نمونه در تشکیل نظام و حکومت برای کشورهای منطقه می باشد: " از چیزهائى که بلاشک درحوادث اخیر منطقه مؤثر بود، الگوسازى و گفتمان‌سازى انقلاب اسلامى بود. انقلاب اسلامى براى مسلمانها الگو شد؛ اولاً با پیدایش خود، بعد با تشکیل موفق نظام جمهورى اسلامى که توانست یک نظامى را با یک قانون اساسىِ کامل ارائه کند و آن را به کرسى بنشاند، و بعد ماندگارى این نظام در طول سى و دو سال که نتوانند به او ضربه بزنند." ایشان در ادامه با اشاره با تلاش دشمن در راستای ضربه زدن به این روند الگو سازی، به آسیب هایی که به این الگو سازی وارد می شود اشاره می کنند و در دو محور آسیب هایی که از جانب خودمان وارد می شود و آسیب های وارده از جانب دشمن آن را تبیین می کنند: "خب، در تضعیف این الگو، دو عامل به یکدیگر کمک میکنند: یک عامل، عامل درونى است؛ نقصهائى که وجود دارد. کوتاهى‌هاى ما، تنبلى‌هاى ما، مبتلاشدن ما به چیزهائى که مضر به حرکت است مثل اختلافها، مثل کارهاى خلاف گوناگون، میل به دنیا پیدا کردنها،  بى‌سیاستى‌ها و از این قبیل چیزها .
عامل دیگر، مربوط به دشمن است؛ که همینى که ما داریم، این را صد برابر بزرگ میکنند و به چشم دیگران میکشانند؛ عیبهائى هم که نداریم، به ما نسبت میدهند."

ایشان در ادامه بیانات خود با رد تاثیر آسیب های دشمن خارجی به شرط اصلاح نقوص و کوتاهی های مربوط به خودمان، به وظیفه خواص جامعه و برگزیدگان و موثران بر افکار عمومی در اصلاح و مراقبه از رفتار خود در فضای جامعه اشاره می کنند و از رفتارهایی که باعث ایجاد ضعف در الگو می شود این طور یاد می کنند: "در درجه‌ى اول، مسئولان و زبدگان و برجستگان و روشنفکران و دانشمندان و علما و کسانى که محیطِ تأثیر دارند، از رفتارهاى خودشان مراقبت کنند. همان طور که عرض کردیم، قدرت‌طلبى است، دنیاطلبى است، دنبال اختلاف رفتن است، جنجال درست کردن است،  خلاف اخلاق حرکت کردن است؛"

 تاکید ویژه ایشان به فعالیت های غیر اخلاقی در فضای سیاسی قابل توجه می باشد. عاملی که لازم است توجه بیشتری به آن در ادبیات سیاسی ما شود:" فضاى اهانت و هتک حرمت در جامعه، یکى از آن چیزهائى است که اسلام مانع از آن است؛ نباید این اتفاق بیفتد. فضاى هتک حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سیاسى است. انتقاد، مخالفت، بیان عقاید، با جرأت، هیچ اشکالى ندارد؛ اما دور از هتک حرمتها و اهانتها و فحاشى و دشنام و این چیزها. همه هم در این زمینه مسئولند. این کار علاوه بر اینکه فضا را آشفته میکند و اعصاب آرام جامعه را به هم میریزد - که امروز احتیاج به این آرامش هست - خداى متعال را هم از ما خشمگین میکند. من میخواهم این پیامى باشد به همه‌ى آن کسانى که یا حرف میزنند، یا مینویسند؛ چه در مطبوعات، چه در وبلاگها. همه‌ى اینها بدانند، کارى که میکنند، کار درستى نیست. مخالفت کردن، استدلال کردن، یک فکر سیاسى غلط یا یک فکر دینى غلط را محکوم کردن، یک حرف است، مبتلا شدن به این امرِ خلاف اخلاق و خلاف شرع و خلاف عقل سیاسى، یک حرف دیگر است؛ ما این دومى را به طور کامل و قاطع نفى میکنیم؛ نباید این کار انجام بگیرد."

 

 

نتیجه: بعضی ها بودند که خوشحالی می کردند که ما سال قبل که رفتیم مرقد امام برای سالگرد ارتحال، سید حسن خمینی را حسابی ضایع کردیم! یا می گفتن که امسال هم  می خواستیم این کار رو برای احمدی نژاد در رابطه با مشایی انجام بدیم و یا برای سید حسن هم شعار بدیم و نگذاریم صحبت کند! شاید من اشتباه کنم ولی من نتوانستم این حرف را قبول کنم! پیش خودم برانداز می کردم در صورتی هم که من به حدی برسم که فقط و فقط از روی احساسی که نسیت به این اشخاص دارم بخواهم شعار بدهم در صورتی که برایم محرز شده باشد که این عمل خلاف خواسته آقا باشد نباید انجام دهم. اگر چه این ساکت نشستن برایم سخت و سنگین تمام شود یا به من محافظه کار یا هر چیز دیگر بگویند! یا مثلا سر قضیه مشایی و جریان انحرافی: جدای از وجود انحراف در بعضی از شخصیت ها و عملکرد های آنان - حال چه چپ چه راست یا هر جای دیگر رئیس جمهور- و جدای از لزوم تبیین این انحرافات با استدلال و منطقی و عالمانه، بسیاری از صحبت ها و اخبار و تحلیل هایی که در فضای سیاسی موجود است فاقد ویژگی اخلاقی بودن است: یا زیاد قضیه را داغ کرده اند و حساس شده اند و یا بیش از بیش به مسائل حاشیه ای و دست چندم پرداخته می شود و یا مطالبی همراه با هتک شخصیت و مسخره کردن و این حرف هاست. و اگر برایم محرز شود - با توجه به سحنان حضرت آقا- که اینها شامل موارد غیر اخلاقی است بر من لازم است -اگر ولایتی هستم- که توجهی نکنم هر چند مرا هم ممکن است طرد کنند. اگر ولایت را قبول داریم پس پا به پای ولایت پیش برویم...


 

 

حاشیه: نه طرفدار سید حسن خمینی هستم نه طرفدار مشایی و نه هر چیز دیگر.ولی برایم جای سوال شده است که چرا علی رغم اینکه همه این قضیه-مشایی- را داغ کرده اند آقا موضعی نمی گیرند یا حرفی از آن نمی زنند؟؟؟ من که انتظار داشتم در سخنرانی حضرت آقا در ۱۴ خرداد -با توجه به جو سازیها- ایشان چند تا تیکه بزرگ بار دولت بکنند. می دانیم حضرت آقا کسی نیستند که اگر ببیند جریان نظام در حال ضربه خوردن از جایی هستند بگذارند این ضربه وارد شود و جریان انقلاب منحرف شود(سخنرانی در جمع مردم استان فارس)!! و به یاد داریم موضع های قاطع رهبر عزیز در مقابل جریان فتنه که تا آخر مقابل آن ایستادگی کردند و  تا اواخر هم هنوز به عبرت های فتنه اشاره داشتند!!! پس اگر به ایشان اعتماد داریم -که داریم- بر طبق آنچه برای ما ترسیم می کنند حرکت کنیم. اینها را گفتم -اگر چه زیاد هم به جا بیان نشد- که یاد آور شوم در مسیر فهم و ابراز نظر سیاسی حدود و شرایط را رعایت کنیم و به قول معروف بی ترمز نباشیم...

البته قائل نیستم که همه حرفهای زده شده درست است. شاید جایی از آنها اشتباه باشد. مشتاقانه پذیرای انتقادات شما هستم...

 

پایان/. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۰۳/۱۹
مهدی عابدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی