صاحب خانه

یادداشت ها و دست نوشته های مهدی عابدی

صاحب خانه

یادداشت ها و دست نوشته های مهدی عابدی

صاحب خانه
طبقه بندی موضوعی
جمعه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۰، ۰۱:۳۹ ب.ظ

عقربه ها! صبر کنید...

عقربه ها! صبر کنید...

 

در ادامه پست قبل، وقتی خودم برای چندین بار بلایی که بر سرم آمده بود را مرور کردم چیزی که به عنوان راه کار برای مرتفع نمودن این مشکل به ذهن ناقصم خطور می کرد، واژه کلیشه ای و غریب "مدیریت زمان" بود. مدیریت زمان مفهومی ساده در گفتار و مشکل اندر مشکل در عمل. از مفاهیمی است که خیلی بر سر زبان هاست و از اهمیت والایی برخوردار است. واقعا هم که باید از اهمیت بالایی برخوردار باشد.

 اگر کمی به دور و برمان تیز بینانه نگاه کنیم جدای از شعار ها و حرف هایی که زده می شود ارزش زمان در بین ما ناچیز است و یا حداقل معمولی است و توجه آنچنانی به آن نمی شود آن طور که به سایر سرمایه ها مثل پول می شود! صف های طویلی که یک نفر ممکن است برای دریافت خدماتی مانند بانک یا مثلا پلاک گذاری اتومبیل یا آزاد کردن موتور(من خودم توی یکی از این صفها ۴ ساعت معطل بودم) چند ساعت در صف معطل شود، ترافیک های سنگینی که وقت زیادی در آن تلف می شود نمونه هایی از این هستند.البته درصد بالایی از این معطلی ها به سیاست های کارگزاران بر میگردد. الحمد لله در حال حرکت به سمتی هستیم که خیلی از کارها بدون نیاز به حضور فیزیک و در کمتری زمان و کمترین معطلی انجام میشه: صرفه جویی در انرژی وقت و اعصاب (همون دولت الکترونیک خودمون). جای زیاد دوری نرویم: همین جلساتی که خودمان میگیریم که کمترین تاخیر نیم ساعت است تازه یک به یک اعضا می رسند با قیافه ای حق به جانب و سلسله ای از بهانه های دهن پر کن که هیچ کس حرفی نزند! تازه انتظار دارند پیشرفت هم داشته باشند! در یک جلسه 10 نفره که یک نفر مثلا نیم ساعت دیر بیاید دقیقا 270 دقیقه وقت از حق الناس تلف کرده است(9*30=270). بد قولی و خلف وعده هم که جایگاه خودش را دارد!

خلاصه اینکه باید به سمتی حرکت کنیم که زمانمان برای ما ارزش داشته باشه و به قولی بتونیم سوار بر زمان باشیم و کنترلش کنیم نه اینکه ساعت عمر ما مثل یه اسب چموش باشه که نشه کنترلش کرد و هر کاری که خواست انجام میده و ما هم باید ناچارا هر جا رفت دنبالش بدویم...

 

در ادامه یه سری از اصول مدیریت زمان را ذکر می کنیم. اگر براتون تکراری هستند ببخشید! ولی توصیه می کنم باز هم بخونیدشون! این جور مسائل حفظ کردنی نیستند این ها باید حالت موعظه و تذکر داشته باشند! مدام یادتون بیاریم که یه گوشه ذهنتون همیشه باشن! آدم ممکنه خیلی از چیزها را بلد باشه ولی یا اینکه از یادش میره برای عمل به اون یا اینکه در ذهنش به صورت آرشیو قرار گرفته و عملیاتی نیستند. پس همراه ما باشید:

 

 

1.       ما متعلق به امروزیم نه فردا!

ارزش زمان و عمر آدمی به عنوان برترین سرمایه در جای جای معارف دین ما به چشم می خورد. به طور مستقیم یا غیر مستقیم! از جایی که رسول اکرم به ابوذر غفاری فرمودند:"درباره عمر بیش از مال امساک داشته باش، برای صرف وقت بیش از صرف مال بخل بورز!" و نیز فرمودند:"مبادا که وقت را به امید آینده تلف کنی، تو متعلق به امروز هستی نه فردا!" تا جایی که حضرت علی در نهج البلغه می فرمایند:" چه شتابان است ساعتها در روز و چه زود می گذرد روزها در ماه و چه زود به پایان می رسد ماهها در سال و چه پر شتاب است سالها در عمر!"

خلاصه اینکه چیزی با ارزش تر از زمانی که در اختیار دارید نیست. تازه اگه بهترینش هم  باشه مثل جوانی!

پس خود و زمانتان را دریابید...

 

 

2.       موثر و کمیاب!

ارزش هر چیزی برای انسان به دو چیز وابسته است: یکی مقدار اثری که در سعادت انسان دارد و دیگری فراوانی یا کمیابی آن چیز. به هر اندازه که یک چیز موثر تر و کمیاب تر باشد قیمت و ارزش بیشتری پیدا می کند. وقت و زمان پر ارزش ترین سرمایه های انسانی است، اما چون افراد بشر غالبا به اهمیت آن پی نبرده اند آن را به رایگان از دست می دهند. 

 

3.       گام اول:

گام اول(بعد از پی بردن به ارزش زمان) شناختن دزدان وقت است. عامل یا عواملی که باعث می شوند وقت ما تلف می شوند و در قبال زمانی که از دست می دهیم چیزی کسب نکنیم! خیلی هستند و خودتون باید کشفشون کنید. اول کشف کنید بعدا سعی کنید یا حذفشون کنید یا اصلاح! معیار کلی هم این هست که شامل کارهایی میشه که بعد از اتمام اون یا این که چیزی عایدتون نشده باشه و یا حرکتی در جهت اهدافتون نشده باشه(اهداف بلند مدت و کلی یا کوتاه مدت و جزیی) یه جورایی بعد از اون احساس تهی بودن و پشیمونی می کنید.چندتا شو میگم که بقیه را خودتون کشف کنید: نشستن به پای برنامه های بیهوده تلویزین. وبگردی و پرسه در اینترنت. رفاقت های افراطی و خارج از حد. بدقولی های دیگران با ما.  

 

4.      برنامه ریزی،‌اراده:

اگر بخواهیم آمار بدهیم 95 درصد مردم بی برنامه هستند. هر کاری که پیش اومد انجام می دهند و یا حداقل برنامه ریزی نهایتا برای یک ساعت دیگه میکنند. یکی از ملزومات پیشرفت درهر جامعه و فرد برنامه ریزی است . به دنبال برنامه ریزی اراده جهت عملی نمودن این برنامه ریزی. اراده قوه مجریه وجود انسان است. برنامه ریزی مانند اسبی وحشی است که اگر بخواهیم سوارش شویم ممکن است چند بار ما را بر زمین بزند. ولی نباید نا امید شد و باید دوباره شروع کرد! 

 

5.        خواب دشمن اراده است!

راه های زیادی برای تقویت اراده هست: مثلا از کار های کوچک که انجام آن آسان است شروع کنید. اراده کنید از امشب قبل از خواب فقط 10 دقیقه قرآن بخوانید و این کار را در همه شرایط انجام دهید! در همه شرایط. چون اراده کرده اید و باید در همه شرایط انجام شود. با خودتون نگید که حالا امشب نخونم طوری نمیشه! کمترین اثر بد این هست که این احساسو می کنید که ارادتون قوی نیست! خواب اراده را می شکند! از طرفی خواب هر چه کم باشد باز هم زیاد است و از طرف دیگر بابا هر چه قدر میخواهید بخوابید! 8 ساعت! 10 ساعت! نهایتش 12 ساعت! دیگه مخمل ترین آدم ها هم بیش از 12 ساعت نمی خوابند که؟ ولی اون وقتی که بیدار هستید واقعا بیدار باشید! بیدار به معنای واقعی! خواب آْلوده و کسل نباشیم! اگه اینطوری باشیم یعنی موقع بیداری واقعا بیدار باشیم و از وقتمون استفاده کنیم جبران وقت های خواب هم میشه!

(مخمل: در ادبیات منطقه ای به آدم هایی که خیلی می خوابن مخمل گفته می شود)

  

 

6.       اخلاص در کار!

جدای از اخلاص در نیت بحثی هست به نام اخلاص در کار! به این معنی که هر وقت کاری را انجام میدهیم فقط همون کار را انجام بدیم! این نباشه که چند تا کار را همزمان انجام بدیم یا اینکه یه کار که الان وقتش نیست الان توی این کار بخواهیم انجام بدیم! نماز میخونیم همزمان به کارهای بعد نماز و قبل نماز هم فکر میکنیم، لیست خرید را چک می کنیم، عیوبی که باید به مکانیکه برای تعمیر ماشین بگیم را بررسی میکنیم! اینطوری نمیشه! باید وقتی داریم یه کاری را انجام می دهیم اگر واقعا آن کار این ارزش را داشته که ما براش وقت بگذلریم باید کامل و تمام و با حوصله و دقت انجام بدیم. همه دنیا تعطیل فقط همون کار! به قول خودمون مرکز دنیا اونجا باشه که تو هستی و داری اون کار رو انجام میدی! 

 

7.       اصل پارتو

طبق اصل پارتو در درصد بالایی از مردم، 80 درصد از نتایجی که  در زندگی می گیرند از 20 درصد کارهایشان است و فقط 20 درصد از نتایج از مابقی 80 درصد فعالیت هایشان است. این واقعا دردناک نیست؟

  

8.       تفریح و استراحت هم جزء زندگیست!

آدم اگه توی زندگیش معتدل نباشه زمین میخوره. بی برو برگرد!کسانی هستند که خیلی عرصه را بر خودشون تنگ کردند و فقط کار می کنند. فقط کار و فقط پول! خیلی ها هم هستند که فقط تفریح و خوش گذرانی! فرهنگ اسلامی ما در آداب زندگی بر پایه میانه روی و  اعتداله. هر چیزی جای خودش! در احوالات حاج آقا مصطفی فرزند برومند امام خمینی(ره) نوشته اند: یکی جدیّت نسبت به درس و دیگری با نشاط و اهل تفریح بودن . آن روز ها چنین روحیّه با نشاطی در میان طلبه ها کم بود . از شنبه تا چهار شنبه مشغول درس و بحث بود . پنج شنبه و جمعه را هم به طور جدّی استراحت و تفریح می کرد . هنگام بحث داد و فریاد می کشید . در مدرسه فیضیّه همیشه آن گوشه‌ی مدرسه بر سر بحث های طلبگی که دعوا می شد می فهمیدیم حاج آقا مصطفی آنجاست! 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۰۳/۱۳
مهدی عابدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی