صاحب خانه

یادداشت ها و دست نوشته های مهدی عابدی

صاحب خانه

یادداشت ها و دست نوشته های مهدی عابدی

صاحب خانه
طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «[ihnd» ثبت شده است

چهارشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۲، ۰۳:۳۲ ب.ظ

حرف هایی شنیدنی از جهادی ۹۲


جهادی دیگر!

حرف هایی شنیدنی از جهادی ۹۲  

لطف خداوند امسال باز شامل حال ما شد و توفیق پیدا کردیم در کنار دوستان بسیج دانشجویی دانشگاه اصفهان باری دیگر در اردوی جهادی دیگری حضور پیدا کنیم. اگر چه گفتنی ها و شنیدنی ها از یک اردوی جهادی دو هفته ای بسیار زیاد است و مجال و همت گفتن آن در این بنده حقیر و این سطور نیست، اما نگفتن حتی چند سطر ساده و خودمانی از این فرصت های عطا شدنی نیز بی لطفی بزرگی به خودمان و خاطرات و تجربه های آن است. به ذکر چند نکته دوست داشتنی، ساده و بدون حاشیه اکتفا می کنیم: 

 

                                                         لحظه حرکت از حرم الشهدای دانشگاه اصفهان 

۱/ بهتر است اولین مطلب را به تجربه ها و درس های گرفته در این اردو اختصاص دهم. بهترین بازمانده، یادگار و ثمره هر سفر و اردو، تجربه ها و درس های آن است. تجربه هایی که از هیچ جای دیگر به دست نمی آیند. بهترین تجربه من در این اردو مشاهده سبک زندگی های مختلف افراد در این اردو ۱۲ روزه بود. روز اول گفته شد: سعی کنید در این زندگی دسته جمعی ۱۲ روزه که ۳۰ نفری در کنار هم زندگی می کنیم، با مشاهده ۲۹ سبک زندگی افراد مختلف، خوبی های زندگی آن ها را فرا گیرید و اگر احیانا بدی مشاهده کردید به دوستتان هدیه دهید (عیب و نقصش را خیر خواهانه تذکر دهید) و اگر در سبک زندگی شما وجود دارد آن را حذف کنید. من هم به سهم خودم در این زندگی دسته جمعه ۱۲ روزه در کنار دوستانی که بودم درسهای زیبایی از سبک زندگی دیگران گرفتم که اگر در زندگی عادی تلاش می کردم با ۱۰ تا کتاب خواندن هم شاید کسب نمی کردم. استفاده مفید از وقت در هر لحظه را از یکی از دوستانم فرا گرفتم. صادق بودن و بیان کردن خواسته ها با صداقت را از دوست دیگر! نماز اول وقت و اهتمام به آن در هر شرایط را از دوست دیگر! با وضو بودن در هر لحظه از دوستی دیگر! شب زود خوابیدن و صبح سر حال بیدار شدن از دوستی دیگر! پرخوری نکردن در غذا و نوشابه نخوردن از دوستی دیگر! برخورد کریمانه و با متانت را از دوستی دیگر! اهتمام به حفظ احترام دیگران و تخریب نکردن شخصیت دیگران را از دوستی دیگر ! و درسهای بسیار دیگر...

۲یکی از بهترین و شیرین ترین درسهای این جهادی (اگر چه قبلا هم آن را حس کرده بودم) فهم این مطلب بود که فاصله بین حرف تا عمل چقدر زیاد است. عموما در جلسات و فعالیت هایی که هدف، برنامه ریزی روی کاغذ و حرف زدن است افراد حضور فعالانه دارند و در صحبت های خود از همه چیز صحبت می کنند. از آرمان های انقلاب اسلامی و رهبری تا عدالت خواهی و توزیع عادلانه امکانات و ثروت و تربیت نیرو و فعالیت فرهنگی مستمر و نخبه پروری و همه چیز. در حرف زدن هم خیلی شیرین و لذت بخش است و هم خیلی آسان و بدون درد سر. بر روی کاغذ آوردن هم باز خیلی شیرین و دوست داشتنی و بدون دردسرتر است. اما سختی کار در عملیاتی کردن بروز و ظهور پیدا می کند. در هنگام عملیاتی کردن اولین پاراگراف و بند از طرح نوشته شده است که سختی کار خودش را نشان می دهد و می گوید که به این سادگی ها هم نیست! نه اینکه برنامه ریزی و طرح ریزی لازمه کار نباشد. نه اینکه صحبت نکنیم و تدبیر نکنیم، بلکه این که در هنگام حرف زدن و تحلیل کردن و تبیین کردن به قسمت عملیاتی طرح نیز توجه شود و دیده شود که آیا طرح نوشته شده و حرف زده شده با واقعیت یکسان است و همخوانی دارد؟ آیا می شود با توجه به شرابط، امکانات، ابزار و نیروی انسانی موجود طرح مذکور را عملیاتی کرد و به هدف رسید؟ در این اردو هم با جان و دل احساس کردیم که فاصله بین حرف تا عمل فاصله کمی نیست که بتوان به راحتی طی کرد و بدان رسید، بلکه فاصله ای است طولانی که برای طی آن نیاز به همتی بلند و عزمی راسخ هست! (از این کلی گویی بیش از حد عذر خواهی میکنم!)

۳و اما شنیدنی سوم از جهادی 92 عرصه جدید تعریف شده در اردوی امسال بود. روستایی جدید به نام طبرک. البته نام اصلی آن دم تنگ بود ولی چون در منطقه طبرک بالا حضور داشت آن را به اسم طبرک می شناختیم. در اصل موضوع تعریف کردن عرصه جدید در یک اردوی جهادی مطالب زیادی هست که باید به طور موشکافانه تحلیل و بررسی شوند و به نتیجه درست رسید. خلاصه کلام این که در صورتی که هدف از اردوی جهادی را تاثیر گذاری عمیق و بلند مدت و نه سطحی و کوتاه مدت بر سطح فرهنگ، سبک زندگی و دینداری مردم بدانیم، تعریف عرصه جدید در یک اردوی جهادی معنایی پیدا نمی کند. این موضوع در صورتی معنا پیدا می کند که توان و نیروی انسانی یک گروه جهادی به حدی بالا باشد که بتواند هم زمان بر دو عرصه تاثیر گذاری داشته باشد و برای آن برنامه ریزی بلند مدت کند. در غیر این صورت تغییر عرصه با توجیه غلط عدم کارآمدی گروه در عرصه قبلی در زمینه فعالیت های تعریف شده و اشباع شدن روستا از فعالیت های فرهنگی، کار صحیحی نیست. بیشترین تاثیر گزاری و هدفمند بودن فعالیت ها در یک عرصه در اردوهای جهادی در حالتی است که حضور در عرصه حضوری مداوم باشد (حداقل ۵ سال) و در سیر این تداوم فعالیت ها به کمال برسند و فعالیت هر سال مکمل فعالیت های سال قبل باشند. تاثیر گزاری هر چه بیشتر، مفید بودن فعالیت ها، قاعده مند و نظام مند بودن برنامه ریزی ها و مشخص و معلوم بودن عرصه فعالیت از قبل از اردو در روستای گزستان در اردوی امسال شاهدی بر این مدعاست. حضور برای سومین سال پیاپی در روستای گزستان باعث ایجاد اعتماد نسبی بین طرفین (اهالی و جهادی ها) و پیشروی قابل توجه تر در فعالیت ها و اثر گذاری عمیق تر فعالیت های فرهنگی-مذهبی در بین اهالی روستا شده بود. از همه این ها که بگذریم حضور در روستای طبرک خاطرات زیادی برای ما داشت. قرعه به اسم ما خورد و قرار شد در این اردو در روستای طبرک حضور داشته باشم. اگر چه دلم در گزستان (عرصه اصلی و اول) و پیش اهالی و بچه های خودمان بود ولی به سوی طبرک رفتیم و روز اول جهادی را شروع کردیم. اگر بخواهم از جزییات و ریز ماوقع طبرک در روز اول (روزی به یادماندنی، سخت و نفس گیر!) بگویم سخن به درازا می کشد. ولی آن چه گفتنی است ظرفیت ها و زمینه های روستای طبرک جهت انجام فعالیت های فرهنگی-مذهبی است. روستایی با تعداد قابل توجهی نوجوان و جوان که در اثر بی توجهی ها و کم کاری ها دچار بعضی آسیب های اجتماعی شده بودند و صد البته نوجوانانی فوق العاده مهربان، با معرفت که  گاهی در برخی موارد شیطنت هایی می کردند.  البته حضور گروه جهادی در روستا نیز بی تاثیر نبود و شاهد بودیم رفتار، گفتار و نحوه برخورد بچه های روستا در روز های آخر نسبت به روز های اول به کلی تغییر کرده بود. به نحوی بود که اغلب برادران جهادی که در روز اول در روستا حضور پیدا کرده بودند قسم و آیه خوردند که ما دیگر در این روستا حضور پیدا نمی کنیم! البته آخر شب نظر چند تایی از آن ها عوض شد و روز های بعد هم آمدند و هر روز با شوق بیش تری نسبت به روز قبل حضور پیدا می کردند و همان ها تا آخر ماندند و در روز های آخر دل کندن از روستا و اهالی با صفایش  برایشان سخت شده بود. روز آخر بعد از اختتامیه اردو هم که همه جهادی ها به سمت اصفهان حرکت کرده بودند و ما در غروب غم انگیز بازفت تنهایی خود را سپری می کردیم، تنها راه رهایی از دلتنگی عمیق خود را در سرزدن به بچه های طبرک یافتیم و دیدار آخر خود را با بچه های طبرک داشتیم و  شاهد اتفاقی دیگر بودیم که نمایش دهنده حکمت خدا بود جهت  تصدیق این امر که مردمان روستای طبرک مردمان با معرفت و با صفایی هستند. یاد احسان، صادق، جعفر، اشکان، شایان، اصلان، سامان، ساسان، مهرشاد، مهرداد، میثم، محمد، رامین(مانی)، آرمان، فرزاد، ظاهر، نعمت، صابر، رحمت، عزت، ابراهیم، بیژن، یاسین، هدایت، آرش، رمضان، میلاد، مازیار، مرتضی، امید و ... به خیر!

                                     نمایی از روستای طبرک (از راست: اصلان، من، مهرشاد، ..... ، احسان) 

۴/ در تکمیل بند قبل، در نظر داشتن این نکته ضروری است که روستای طبرک با حضور یک باره و به مدت ۷ روز یک گروه جهادی تغییر و تحول چندانی پیدا نخواهد کرد. درست است که حضور ۷ روزه ما در روستا تاثیر ۷ روزه داشت ولی این تاثیر هنگامی ریشه ای و عمیق خواهد شد و هنگامی منشا اثر و تحول خواهد شد که حضور ما حضور ادامه دار و ممتد باشد و منتهی به یک حضور ۷ روزه نباشد. کار ما و فعالیت ما هنگامی ابتر نخواهد شد که همیشه به یاد طبرک و بچه های آن باشیم و برای هدایت و سعادت آنان به سهم خود برنامه ریزی داشته باشیم و با حضور خود و جلب اعتماد آنان زمینه ساز انجام فعالیتی فرهنگی-مذهبی تاثیرگذار در منطقه باشیم. امیدوارم فراموشمان نشود!

۵/ از جنبه های مهم و موکد اردوی جهادی آشنا شدن با روحیه جهادی و سرایت دادن آن به کل زندگی است. اگر این مهم در زندگی افراد شرکت کننده در یک اردوی جهادی جا باز کند ما به بیش از نیمی از اهداف یک اردوی جهادی دست پیدا کرده ایم. روح جهادی رفق است. روح جهادی صبر است. روح جهادی تحمل است. روح جهادی زندگی در شرایط سخت و در شرایطی است که همه امکانات رفاهی مهیا نباشد. روح جهادی زندگی دسته جمعی، تشکیلاتی و زندگی در سایه قاعده و نظم تشکیلات است! همه این ها روح جهادی است. اگر این ها را توانستیم در جهادی مشاهده کنیم و به هر سهمی هر چند بسیار کم در زندگی خود وارد کنیم سوغات خود را از جهادی برده ایم! اگر توانستیم در یک زندگی جهادی رفق داشته باشیم و با دیگران مدارا کنیم، اگر توانستیم در مقابل نابسامانی ها صبر کنیم و عنان از کف نبریم، اگر توانستیم در شرایط کمی سخت و عدم وجود رفاهیات اولیه (مانند حمام و دستشویی) روح زندگی را نبازیم و باز چیزی برای دلخوشی و آرام بودن خود پیدا کنیم به سهمی از روحیه جهادی دست پیدا کرده ایم!

                                                           بچه های با صفای روستای طبرک

۶" نگاه کردن از بالا ممنوع!" این یک توصیه تشکیلاتی بود که بر شیشه های مینی بوس های اردو جهادی درج شده بود. توصیه ای که عدم توجه به آن در فعالیت های تشکیلاتی موجب به وجود آمدن آسیب هایی در تشکیلات می شود. این یکی دیگر از سوغات های جهادی امسال است که بیش از قبل و ملموس تر آن را دریافت کردم.  این که در یک تشکیلات و یک مجموعه حق نداریم از جایگاه بالاتر از همه به فعالیت ها نگاه کنیم و فقط و فقط انتقاد و ایراد وارد کنیم. حق نداریم فقط در مقام یک انتقاد کننده به اردو نگاه کنیم و فقط از دیگران سوال بپرسیم و جواب طلب کنیم. و حق نداریم کوچکترین سهم و نقشی برای خود قائل نباشیم و هر چه ناقصی و ناکارآمدی در یک مجموعه مشاهده کردیم را گردن دیگران و فقط "یک نفر" بیاندازیم! تا به حال از خود پرسیده ایم من چه کار کرده ام؟ آیا من سهم خودم را به درستی انجام داده ام؟ آیا این ضعف ها و ناکارآمدی ها صرفا ناشی از از کم کاری است یا شرایط پیش بینی نشده و یا شرایط طبیعی اردو مقتضای چنین وضعیتی است؟ بدتر از همه این ها وقتی است که "من" بیایم و در تحلیل شرایط موجود هر چه بدی و ناکارآمدی می بینم بر زبان خود جاری کنم و در مقابل از گذشته دیگران هر چه خوبی و درستی هست ذکر کنم! نهایت بی انصافی است که در تحلیل و توصیف خود، هر چه بدی هست از الان بگویم و هر چی خوبی هست از قبل بگویم و یا در مقابل هر چه درستی است از خود بگویم و هر چه نادرستی از دیگران! این می شود که به زعم ما همیشه اشتباه از دیگران است! 

۷/ در یک جمع دوستانه آن چه بیش از همه اهمیت دارد حفظ روابط انسانی و رفاقت ها بین افراد است. دنیای رفاقت دنیایی عظیم و مهم است که سخن گفتن از آن مجال خاص خود را می طلبد. در یک اردوی جهادی همیشه گفته ایم و شنیده ایم که جمع ما جمعی رفاقتانه است و ما به عنوان کارمند و کارگر به اردوی جهادی نیامده ایم! پس اگر جمع اعضا در یک اردوی جهادی جمع رفاقتانه است آن چه بیش از همه اهمیت دارد حفظ رفاقت ها و رابطه ها بین جمع است. این احساس و تفکر در موقعیتی خود را بروز می دهد که بچه ها در روز آخر و هنگام برگشتن به شهر، دل کندن از یکدیگر برایشان سخت است و آن ها را باید در حالی که گریه می کنند از یکدیگر جدا کرد. از یکدیگر حلالیت می طلبند. از همدیگر شماره و ایمیل می گیرند و خلاصه جداشدنشان از یکدیگر سخت و سنگین است. این حالت در صورتی بروز پیدا می کند که در اردوی 12 روزه ما، همت افراد بر حفظ روابط دوستانه و رفاقت، احترام به یکدیگر و تکریم شخصیت های طرفین باشد. اگر غیر از این بر اردو حاکم شد هر چه به انتهای اردو نزدیک تر می شویم دلزدگی ها بیشتر می شود و لحظه شماری برای رسیدن آخر اردو بیشتر! این می شود که بچه ها روز آخر که قرار است به شهر برگردند از همه روز ها سحرخیز تر می شوند و برای رفتن لحظه شماری می کنند! اصلا صحبت از آن چه در این اردو گذشت نیست! آن چه قرار است بیان شود نکته و درسی است که خوب است به عنوان تجربه ای در ذهن ها بماند! آن چه در یک اردوی دوستانه و رفاقتانه ارجح است و اولویت دارد حفظ شخصیت ها، احترام به یکدیگر و تحکیم روابط انسانی است. در هر اردو و زندگی گروهی، بعضی باید ها و نباید ها به عنوان ضوابط و قواعد اردو ترسیم می شوند که اعضا جهت حفظ نظم و رعایت مصالح کلی، ملزم به رعایت آن می شوند. در مقابل، بعضی موقعیت ها پیش می آید که بعضی اعضا و یا گروهی از اعضا خواسته ای دارند که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در مقابل و تضاد با این قواعد و باید ها و نباید ها است. در این موقعیت ها از طرفی رعایت قواعد اردو لازم است و از طرف دیگر عدم توجه به خواسته اعضا موجب ایجاد دلخوری و احیانا کدورت می شود. در این مواقع چه باید کرد؟ به صورت موشکافانه پایبند قواعد اردو باشیم و کوچکترین توجهی به خواسته های افراد نداشته باشیم؟ و یا به جهت حفظ شخصیت اعضا و عدم ایجاد دلخوری و دلزدگی اعضا، قواعد اردو را زیر پا بگزاریم و تن به خواسته اعضا دهیم؟ در این گونه موقعیت ها با رعایت چند نکته می توان به تصمیم و رفتار صحیحی رسید. اول اینکه در یک اردو و زندگی گروهی مسئولان و دست اندر کاران ملزم هستند اعضای مجموعه را نسبت به چرایی ایجاد باید ها و نباید ها در یک زندگی گروهی توجیه کند و برای آن ها به صورت دقیق و واضح توضیح دهند که چرا در این اردو این قواعد که ممکن است در ظاهر سخت گیرانه باشد قرار داده شده است؟ ذکر مصالح کلی، آسیب هایی که قبلا بر مجموعه های دیگر عارض شده است و ذکر نمونه های تاریخی از آسیب ها و خطرات عارض شده بر همان گروه در اثر عدم رعایت قواعد اردو، در قانع کردن اعضاء به پایبندی به قواعد اردو سهم به سزایی دارند. نکته دوم این است که در موقعیت های تضاد خواسته اعضاء با قواعد اردو، در صورتی که تقاضای اعضاء تقاضایی منطقی و به حق نیست، بهترین راه حل قانع کردن جمع و پایبندی مصرانه بر قواعد اردو است. اما در صورتی که صورت تقاضای اعضاء، درخواستی به حق است و منطقی جلوه می کند و از طرفی برای راه حلی که آن ها ارائه می دهند ممنوعیتی در قواعد اردو ایجاد شده است اینجا دو نوع نحوه برخورد می توان داشت: نحوه اول برخورد این است که ما باز هم بدون توجه به خواسته اعضاء و بررسی و تبادل نظر پیرامون راه حل آن ها، مصرانه بر قواعد اردو تاکید کنیم و بدون برو برگرد "نه" بگوییم! به نظر می رسد این نحوه برخورد درستی نباشد. چرا که ذهنیتی که در بین اعضاء پیش می آید این خواهد بود که دست اندر کاران به درخواست و نیاز های اعضاء توجهی نمی کنند و این ذهنیت و طرز تفکر در یک جمع جهادی و یک جمع بر مبنای رفاقت نسبت به یکدیگر، ذهنیت خوبی نیست. اما دومین روش برخورد این است که دست اندرکاران در مواجهه با درخواست اعضاء و راه حل ارائه شده توسط آنان که در ظاهر بر خلاف قواعد اردو است، با شنیدن حرف آنان و بررسی راه حل پیشنهاد شده، در صورتی که انجام راه حل آنان ملزم به نقض قواعد اردو باشد و این نقض قاعده باعث شود مصلحتی از اردو رعایت نشود و آسیبی بر اردو عارض شود وظیفه دست اندرکاران هم چنان پایبندی بر قواعد اردو، توضیح به اعضاء درباره چرایی عدم پذیرش راه حل و ارائه راه حل جایگزین می باشد. اما در صورتی که نقض آن قاعده در یک مورد باعث نشود مصلحتی از اردو نادیده گرفته شود و آسیبی بر اردو وارد نیاید (فقط در همان مورد و نه به عنوان یک اصل همیشگی) بهتر است که دست اندرکاران به تقاضای اعضاء توجه کنند و برای احترام گذاردن به آنان و فهماندن این مطلب که تکریم شخصیت اعضاء در یک اردو بیش از همه چیز اهمیت دارد و همه این قواعد و باید ها و نباید های اردو فقط و فقط به خاطر همین اصل است (حفظ شخصیت همه افراد در اردو)، به راه حل آن ها تن دهند.

کلام خیلی طولانی و خسته کننده شد. خلاصه کلام اینکه: مواظب باشیم در مواقعی که مشکل خاصی بروز نمی کند، به بهانه رعایت و التزام به قوانین خود ساخته در اردو، با دوستان خود بد رفتاری نکنیم و باعث رنجش از یکدیگر نشویم!

۸/ و اما نکته آخر: نگاه یک جهادگر به اردوی جهادی و فعالیت های جهادی و عرصه فعالیت، یک امر مهم و حیاتی در تاثیرگزاری اردوهای جهادی است. نگاه و نظر یک جهادی به چرایی اردو های جهادی باید نگاهی صحیح و مبتنی بر واقعیت باشد. لازم و ضروری است بینش جهادیون راجع به فعالیت های جهادی، ویژگی های مناطق روستایی هدف، جنس فعالیت های جهادی، چگونگی انتخاب عرصه و برنامه ریزی فعالیت ها، نحوه بازخورد گیری و سنجش میزان تاثیر گذاری و همه آن چه که به یک اردوی جهادی مربوط می شود بینش صحیحی باشد. در این صورت است که این بینش تبدیل به یک عامل انگیزشی مثبت و یک قوت روحی بالا برای فعالیت های جهادی می شود. بینش صحیح باعث می شود ما بدانیم برای چه به جهادی میرویم؟ آیا اصلا اردوی جهادی وظیفه یک دانشجو است در حالی که وظیفه ذاتی او درس خواندن و تحقیق و پژوهش علمیست؟ چه مقدار باید منتظر تاثیر گذاری فی البداهه فعالیت های خود باشیم؟ چه وقت باید احساس کنیم فعالیت هایان تاثیری ندارند؟ تا کی باید برای حضور در روستا و بین اهالی بودن مصمم باشیم؟و ...

همه این ها سوالاتی هستند که جواب آن ها در پرتو کسب بینش صحیح و منطقی راجع به اردو های جهادی پیدا می شوند. اگر دست اندرکاران به هر دلیلی از این بُعد اردوی جهادی غافل شدند شاهد جهادیونی خواهیم بود که با انگیزه قوی و ذهنیتی بسیارآرمانی وارد اردو خواهند شد و بعد از مدتی حضور در اردو و عدم مشاهده سازگاری واقعیت با ذهنیت خود دچار نوعی سرخوردگی می شوند و حتی ممکن است اردوی جهادی را در لیست سیاه فعالیت های زندگی خود جای دهند. مشاهده رفتار هایی از قبیل عدم تاثیرگزاری فی البداهه فعالیت های فرهنگی (مانند عدم حضور اهالی در نماز جماعت ها حتی در روز های پایانی اردو) و یا عدم همکاری اهالی در فعالیت های عمرانی گروه جهادی در روستا باعث می شود ضعف بینش به همراه ناسازگاری مشاهده شده دست به دست هم دهند و توان بالایی در انگیزه منفی در جهاد اولی های اردو ایجاد کنند. خلاصه کلام اینکه: از ضروریات یک اردو است که دست اندرکاران، هم با فعل و هم با قول خود جهادیون را نسبت به زمینه های نظری همه جنبه های یک اردوی جهادی آگاه کنند و با این کار میزان بازدهی و انگیزه مثبت را در اعضاء اردو افزایش دهند.

                                                            * * *

حسن ختام:

         و جاهدو فی الله حق جهاده ***در راه خدا چنان که حق جهاد است جهاد کنید

دشمن همیشه پشت خاکریزها نیست، گاهی پنهان شده در پشت نیت ها، منیت ها، انگیزه های ناخالص و هدف های مادی...

 

پایان/.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۲ ، ۱۵:۳۲
مهدی عابدی